مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٥٠ - رصد
گرفتن. ديگرى به معنى ريسمانها. چنانكه فرموده: «و قد علمتم انّه لا ينبغى ان يكون الوالى... المرتشى فى الحكم فيذهب بالحقوق و يقف بها دون المقاطع» خ ١٣١، ١٨٩، مىدانيد كه نبايد والى مردم، در قضاوت رشوهگير باشد و حقوق را از بين ببرد و آنها را در حدود غير خدائى آورد.
پس از رحلت رسول خدا ٦ و پس از تمام شدن بيعت براى ابى بكر در نهى از ايجاد آشوب فرمود: اگر سخن گويم گويند بر حكومت حريص است و اگر ساكت باشم گويند: از مرگ مىترسد... به خدا قسم پسر ابى طالب با مرگ مأنوستر است از طفل با پستان مادرش: «بل اندمجت على مكنون علم لو بحت به لاضطربتم اضطراب الارشيّة فى الطوىّ البعيدة» خ ٥، ٥٢ يعنى: بلكه پيچيده شدهام با علمى كه اگر آنرا بيان كنم مضطرب مىشويد مانند اضطراب و لرزيدن ريسمانها در چاههاى عميق. «ارشيّه» جمع رشاء- به كسر اوّل- به معنى ريسمان و «طوىّ» جمع طوّيه به معنى چاه است.
رصد
(بر وزن عقل و شرف) مراقبت كردن. چيزى را زير نظر گرفتن (كمين كردن) وصف نيز آمده به معنى مراقب و كمين كننده. مرصد و مرصاد: اسم مكان است به معنى كمينگاه و مراقبتگاه، ده مورد از اين ماده در «نهج» آمده است درباره حفظ اعمال فرموده: «اعلموا عباد الله انّ عليكم رصدا من انفسكم و عيونا من جوارحكم و حفّاظ صدق يحفظون اعمالكم و عدد انفساكم» خ ١٥٧، ٢٢٢ بدانيد بندگان خدا كه شما را مراقبى هست از خودتان و جاسوسانى از اعضائتان و نگهدارندگان راست كه اعمال و عدد نفسهاى شما را حفظ مىكنند. درباره محرمّات قرآن فرموده: «و مباين بين محارمه من كبير اوعد عليه نيرانه او صغير ارصد له غفرانه» خ ١، ٤٥ يعنى تفاوت گذاشته شده است ميان محارم قرآن، گناه كبيرايكه خدا به آن وعده آتش داده (مانند قتل نفس و اكل مال يتيم) و صغيرهايكه آماده كرده براى آن غفرانش را «ارصد»: آماده كرد. و نيز فرمايد: «و لئن امهل اللّه الظالم فلن يفوت اخذه و هو له بالمرصاد على مجاز