مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٤٩ - رشا
ريشههاى آنها در آب ثابت شد، اين كلمه مىرساند كه ريشه كوهها تا مركز زمين و تا موادّ مذاب رسيدهاند.
و نيز درباره كوهها فرموده: «فارساها فى مراسيها و الزمها قراراتها» خ ٢١١، ٣٢٨ كوهها را در محل ثبوت آنها ثابت كرد و در قرارگاهشان ملازم فرمود. «اللّهم ربّ السقف المرفوع... و ربّ الجبال الرواسى التى جعلتها للارض اوتادا و للخلق اعتمادا» خ ١٧١، ٢٤٥ «رواسى»: ثابت شدهها.
رشد
(بر وزن قفل و شرف) هدايت. نجات. صلاح. كمال در مفردات و قاموس و اقرب آمده كه هر دو وزن به يك معنى است از اين ماده موارد زيادى در «نهج» آمده است، شخصى از آن حضرت موعظه خواست در جوابش فرمود: «لا تكن ممّن... يرشد غيره و يغوى نفسه فهو يطاع و يعصى و يستوفى و لا يوفى» حكمت ١٥٠ مباش از كسانيكه ديگرى را هدايت مىكند و خود را به ضلالت مياندازد، از او اطاعت مىشود و او به خدا گناه مىكند، از ديگران وفا مىخواهد و خود وفا نمىكند. در جاى ديگر فرموده: «كفاك من عقلك ما اوضح لك سبل غيكّ من رشدك» حكمت ٤٢١
«رشاد» مصدر است به معنى رشد «رحم الله امرء سمع حكما فوعى و دعى الى رشاد فدنا و اخذ بحجزة هاد فنجى» خ ٧٦، ١٠٣ «مرشد» اسم مكان است جمع آن مراشد آيد چنانكه فرمايد: «اللهم ان فههت عن مسئلتى او عميت عن طلبتى فدّلنى على مصالحى و خذ بقلبى ال مراشدى» خ ٢٢٧، ٣٥٠ خدايا اگر از بيان سئوالم عاجز شدم و يا از مطلوبم نابينا گشتم (و آنرا ندانستم) تو مرا به مصلحتهايم دلالت فرما و دلم را به سوى محلهاى هدايت و كمال راهنمائى كن «فهه» ناتوان شدن از بيان و «طلبه»- به كسر اول- به معنى مطلوب است.
رشا
رشو: رشوه دادن
«رشاه رشوا: اعطاه الرشوة»
ارتشاء: رشوه گرفتن.
استرشاء: شوه خواستن از اين ماده دو مورد در «نهج» آمده يكى به معنى رشوه