مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٣٤ - رجيع
مراجيح جمع مرجح به معنى حليم و وزين است درباره آنانكه آرزو كرده با آنها باشد فرموده: «و اللّه ميامين الرأى، مراجيح الحكم، مقاويل بالحق، متاريك للبغى» خ ١١٦، ١٧٤، به خدا قسم مبارك رأى، وزين عقل، گويا به حق، ترك كننده ظلم بودند. «مرجحنّ» بر وزن مقشّعر: سنگين و وزين. گويند:
«ارجحنّ الحجر: مال هاويا»
در وصف ملائكه فرموده: «فصف جبرئيل و ميكائيل و جنود الملائكة المقرّبين فى حجرات القدس مرجحنّين» خ ١٨٢، ٢٦٢ وصف كن جبرئيل و ميكائيل و لشكريان ملائكه مقربين را كه در غرفههاى قدس از عظمت خدا سر به زير و مايل به پائين هستند.
رجس
پليد، قذر. جمع آن ارجاس است كه تنها يكبار در «نهج» آمده است: درباره پارهاى از فتنههاى بعد از خود فرموده: «ترد بمرّ القضاء و تحلب عبيط الدماء و تثلم منار الدين و تنقض عقد اليقين تهرب منها الاكياس و تدبّرها الارجاس» خ ١٥١، ٢١١ يعنى روى مىآورد با حكم تلخ، مىدوشد (مىريزد) خونهاى تازه را، مىشكند ستون دين را، باز مىكند گره بقين را. اشخاص زيرك از آن مىگريزند، و پليدها آنرا تدبير مىكنند.
رجع
رجوع و رجعى: برگشتن و برگرداندن. لازم متعدى هر دو آمده است، همچنين است رجعان به ضم اوّل و مرجع كه مصدر ميمى است از اين ماده موارد زيادى در «نهج» آمده است، درباره خلافت خويش فرموده: «لا يقاس بآل محمد صلى اللّه عليه و آله من هذه الامّة احد... هم اساس الدين... الآن اذرجع الحق الى اهله و نقل الى منتقله» خ ٢، ٤٧
استرجاع: طلب رجوع و نيز گرفتن آنچه داده مىشود، بعد از دفن حضرت فاطمه عليها سلام خطاب بقبر رسول خدا ٦ فرمود: «فلقد استرجعت الوديعة و اخذت الرهينة. امّا خزنى فسرمد و امّا ليلى فمسهّد» خ ٢٠٢، ٣٢٠ گويا منظور آنستكه يا رسول الله تو امانت خويش را خواستى و من برگشت دادم، يعنى: امانت تو برگشت داده شد و رهن شما توسط خودتان اخذ گرديد ولى غصّه من تمام نشدنى و شبهايم بىخوابى است.
رجيع
برگشت داده فعيل بمعنى مفعول است چنانكه خ ٨٣، ١١٣ آمده و در