مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٩٤ - دمن
مقدارى آب از چينهدان كلاغ نر در منقارش ظاهر مىشود و كلاغ ماده آنرا مىخورد و تخم مىگذارد، اين گمان از آنجهت است كه كلاغ جفتگيرى خود را كاملا مخفى مىدارد، حتى در مثل گفتهاند. «اخفى من سفاد الغراب» فلان كار از جفتگيرى كلاغ مخفىتر است.
امام صلوات الله عليه به اين دو گمان اشاره كرده و فرمايد: اگر جفتگيرى و بچهدارى طاووس چنين باشد كه گمان كردهاند، اين عجب نيست زيرا نظير آنرا در باردارى كلاغ نيز گفتهاند. پس در اينجا «دمعة» و «دمع» به معنى اشك چشم، و «مدامع» محلهاى اشك چشم (اسم مكان) و «مطاعمة الغراب» جفتگيرى كلاغ و خوردن كلاغ ماده است آبى را كه در منقار كلاغ نر مىباشد، جمع دمع دموع است كه چهار بار در موارد مختلف در «نهج» آمده است
دمغ
زخم زدنى كه به مغز برسد. «دمغه دمغا» يعنى او را زخم زد و زخم به مغزش رسيد، دامغه زخمى است كه عمق آن تا دماغ و مغز سر برسد. از اين لفظ فقط يك مورد در «نهج» آمده است.
آن حضرت در وصف رسول خدا ٦ فرموده: «اللهم... اجعل شرائف صلواتك... على محمّد عبدك و رسولك... و الدافع جيشات الاباطيل و الدامغ صولات الاضاليل» خ ٧٢، ١٠١، خدايا بهترين صلوات خويش را قرار بده بر محمد ٦ بنده و رسولت كه از بين برنده لشكريان باطل و شكننده مغز سطوتها ضلالت بود. اباطيل جمع باطل و اضاليل جمع ضلالت است.
دمن
دمنه: كينه قديم. كينه ثابت. جمع آن دمن است (به كسر اوّل و فتح دوّم) اين لفظ تنها يكبار در «نهج» يافته است در ذمّ ياران خويش فرموده: «قد اصطلحتم على الغلّ فيما بينكم و نبت المرعى على دمنكم و تصافيتم على حبّ الامال» خ ١٣٣، ١٩٢، يعنى بر حقد و كينه اتفاق كردهايد، و چراگاه بر كينههاى ثابت شما روئيده است.
محمد عبده گويد: اصل دمن سرگين و بولهاى چهارپايان است كه علف بر آن مىرويد ولى ريشه آن كثيف است
يعنى اين نفاقها و حيلهها بر آن حقد و كينه