مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٩٠ - دلح
نيست به اهل بصره فرمود: «اخلاقكم دقاق و عهدكم شقاق و دينكم نفاق و مائكم زعاق» خ ١٣، ٥٥ دقّة اخلاق به معنى بدى و پستى آنست يعنى اخلاقتان پست، پيمانتان دشمنى، دينتان نفاق و آبتان شور است
دك
كوبيدن و با خاك يكسان كردن. منهدم كردن شكستن به معنى زمين نرم و هموار نيز آمده است از اين لفظ فقط سه مورد در «نهج» آمده است درباره قيامت فرموده: «و دكّ بعضها بعضا من هيبة جلالته و مخوف سطوته» خ ١٠٩، ١٦١، بعضى از زمين بعضى را از ترس عظمت خدا و از صولت مهابتش كوبيد. درباره اينكه: يارانش از تأخير شروع جنگ در صفّين بىتابى مىكردند فرموده: «فتداكّوا علىّ تداكّ الابل الهيم يوم وردها و قدارسلها راعيها و خلعت مثانيها حتى ظننت انّهم قاتلى» خ ٥٤، ٩٠ امام ٧ در صفين نظرش اين بود كه دشمن شروع به جنگ كند و يا مىخواست در اثر تأخير جنگ متنّبه شوند، تا جائيكه يارانش مجبور به شروع كردند. يعنى تزاحم كردند بر من مانند تزاحم شتران تشنه در وقت آب خوردن. كه ساربان آنها را رها كرده و عقال از پايشان برداشته شده بود، تا جائيكه فكر كردم مىخواهند مرا بكشند. نظير همين جمله درباره هجوم مردم بر بيعت آنحضرت در خ ٢٢٩، ٣٥٠ آمده است.
دلج
ادلاج: رفتن از اوّل شب:
«ادلج القوم: ساروا من اوّل الليل»
از اين لفظ فقط يك مورد در «نهج» آمده است، آن حضرت به كميل بن زياد گويد: «يا كميل مر اهلك ان يروحوا فى كسب المكارم و يدلجوا فى حاجة من هو نائم» حكمت ٢٥٧، رواح: سير بعد از ظهر است كسب مكارم با اعمال خير ميسّر مىباشد گوئى منظور حضرت ادامه خيرات، يعنى خانوادهات را امر كن بعد از ظهر در كسب مكارم و از شب در قضاى حوائج مردم باشند در حالى كه اهل آنها در خوابند تمام كلام در «ابل» گذشت.
دلح
دالح: ابر پر آب
«الدالح: السحاب الكثير الماء»
جمع آن دلّح و دوالح است اين كلمه تنها يكبار در «نهج» يافته است كه درباره ملائكه فرموده: «و منهم من هو فى خلق الغمام الدلّح و فى عظيم الجبال الشمّخ و فى قترة الظلام الايهم» ٩١، ١٢٩ يعنى