مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٦٤ - خمس
خاموش شود و اگر هر دو خاموش گردد همود گفته شود و آن در انسان كنايه از مرگ است: «فاعملوا... قبل ان يخمد العمل و ينقطع المهل و ينقضى الاجل» خ ٢٣٧، ٣٥٦، خمود عمل قطع شدن آنست با آمدن مرگ، تا انسان زنده است عمل از او چون شعله، بلند مىشود، درباره قدرت و توانائى بدنى خويش با كمى طعام فرموده: «و النابتات العذية اصلب عودا و ابطاء خمودا» روئيدنيهائيكه جز آب باراننبيند شاخه اش محكمتر و خاموش شدنش با تأخير است. و نيز در خ ١٩٠، ١٩٦ آمده است.
خمر
در اصل به معنى پوشاندن است، شراب را از آن جهت خمر گفتهاند كه عقل را مىپوشاند و زايل مىكند. از اين ماده سه مورد در «نهج» آمده است: «فرض اللّه... ترك شرب الخمر تحصينا للعقل» حكمت ٢٥٢ درباره بهشت فرموده: «و يطاف على نزّالها فى افنية قصورها بالاعسال المصفّقة و الخمور المروّقة» خ ١٦٥، ٢٣٩ «مروّقة» به معنى تصفيه شده است.
خمس
(بر وزن عقل): پنج. از اسماء عدد است «خامس» اسم فاعل است يعنى پنجم، از اين ماده شش مورد در «نهج» يافته است درباره نماز فرموده: «و لقد شبّهها رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلّم بالحّمة تكون على باب الرجل فهو يغتسل منه فى اليوم و الليلة خمس مرّات» خ ١٩٩، ٣١٧ كه در «ح م م» گذشت.
خمس
(بر وزن عنق): يك پنجم، مالياتى است كه از هفت چيز دريافت مىشود، خداوند فرموده: ﴿(«وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ»)﴾ و آن فقط يكدفعه در «نهج» آمده است، روايت شده عمر بن الخطاب خواست زيورهاى كعبه را در مصارف عمومى خرج كند، و از آنحضرت نظر خواهى كرد، حضرت ضمن مخالفت خويش فرمود: «انّ هذا القرآن انزل على النّبى ص و الاموال اربعة... و الخمس فوضعه اللّه حيث وضعه» حكمت ٢٧٠ خميس (بر وزن شريف): لشكر بزرگ، به قولى آن از چهار هزار تا دوازده هزار است و آن دو بار در «نهج» ديده مىشود: «اللّهم فان ردّوا الحقّ فافضض جماعتهم... حتى يجّر ببلادهم الخميس يتلوه الخميس» خ ١٢٤، ١٨١ كه در «ج ر ر» گفته شد. در نهاية گويد: علت اين تسميه آنستكه لشكر به پنج قسمت تقسيم مىشود: