مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣١٥ - محاوله
پسر كافر، ظاهرا تعبير با جلولا اشاره به كم عقلى و بىخردى است، محمد عبده نقل كرده: اهل يمن با «حياكة» تعريض مىكنند، اشعث بن قيس از اهل يمن «بنى كنده» است، صفوان بن يحيى در ذم آنها گفته در ميان اهل يمن نيست مگر بافنده برد يمنى، يا دباغ پوست، يا تربيت كننده ميمون، زنى بر آنها حكومت كرد، موشى سبب غرق آنها شد (كه سدّ مأرب را سوراخ كرد) و هدهدى سليمان را بر آنها هدايت كرد.
حول
تغيير يافتن و انفصال.
راغب گويد: اصل حول تغيير شىء و جدا شدن آن از ديگرى است، به اعتبار تغيّر گوىند: «حال الشىء يحول» و باعتبار انفصال گويند: «حال بينى و بينه»
«سال» را به علت متغّير و منقلب شدن حول گويند، حال انسان همان امور يعنى امور متغيّره در نفس و جسم و مال است مانند «صحت، شادى ثروت و...» از اين ماده بطور وفور در «نهج» آمده است، در رابطه با شكر نعمت و بذل آن فرموده: «انّ للّه عبادا يختصّهم الله بالنعم لمنافع العباد فيقرها فى ايديهم ما بذلوها، فاذا منعوها نزعها منهم ثم حوّلها الى غيرهم» حكمت ٤٢٥. در وصف حق تعالى فرموده: «الذى لا يحول و لا يزول» خ ١٨٤، ٢٧٣، نه تغيير مىيابد و نه فانى مىشود.
حول
طرف، طرف شىء را حول گويند كه مىتواند به آن متحول شود و بر گردد، در رابطه با بيعت خويش فرموده: «مجتمعين حولى كربيضة الغنم» خ ٣، ٤٩ در اطراف من اجتماع كرده بودند مانند اجتماع گوسفندان در رفتن به آب «حوّل» مثل سنّت در «ودع» خواهد آمد.
حول
به معنى قدرت نيز آيد
در اقرب الموارد فرموده: «الحول...: القوه و القدرة على التصرف»
ظاهرا مراد از «حول الله» قدرت خداوندى است «الحمد لله الذى علا بحوله و دنا بطوله» خ ٨٣، ١٠٧ حمد خدا را كه با قدرت خويش از تمام مخلوق برتر است و با بذل و عطاى خويش به بندگان نزديك شده است.
محاوله
اراده و خواستن:
«حاوله: اراده»
آنحضرت به معاويه مىنويسد: «و انك اذ تحاولنى الامور و تراجعنى السطور...» نامه ٧٣، ٤٦٢ كه در «حلم» گذشت.