مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٩ - آخر
۲۷، ۳۸۴ خطاب به محمد بن ابى بكر،: شما راندگان مرگ هستيد، مرگ در پى شماست، اگر بيايستيد شما را مىگيرد و اگر فرار كنيد شما را درك خواهد كرد، مصاديق اخذ مختلف است مانند اخذ پيمان، اخذ بعذاب، اخذ چيزى با دست، ولى در همه معناى اوّلى ملحوظ است، نظير: «اخذ الله بقلوبنا و قلوبكم الى الحق» خ ۱۷۳، ۲۴۹
مؤاخذه:
اخذ بعذاب و مجازات است، ظاهرا مفاعله در اينجا به معنى شدت باشد بين الاثنين بودن هميشه لازم نيست، گرچه راغب در مفردات بين الاثنين بودن را نوعى توجيه مىكند، امام ٧ در دعاى استسقاء گويد: «اللهم خرجنا اليك ... الاّ تو آخذنا باعمالنا و لا تؤاخذنا بذنوبنا» خ ۱۱۵، ۱۷۲
مآخذ:
اسم مكان است يعنى محلّ اخذ، به معنى منهج و راه نيز آيد چنانكه فرموده: «فجعلت اتبع مآخذ رسول اللّه - ٦ - فاطاء ذكره حتى انتهيت الى العرج، خ ۲۳۶، ۳۵۶ امام ٧ اين كلام را در رابطه با هجرت به مدينه فرموده است يعنى چون از مكّه خارج شدم راه رسول خدا ص را مىرفتم و ياد او در ذهنم بود (ياد كردن آنحضرت را به قدم گذاشتن بر زمين تشبيه كرده است گوئى قلبش را روى ياد آنحضرت گذاشته است) تا به عرج (موضعى است ميان مكه و مدينه) رسيدم.
و خطاب به معاويه نوشته: فانك مترف قد اخذ الشيطان منك مآخذه» نامه ۱۰، ۳۷۰ مآخذ به معنى دام شكار است.
آخر:
بر وزن فاعل مقابل اوّل، آنحضرت وقتى صفين و قران بلند كردن را به خوارج يادآورى مىكرد فرمود: «فقلت لكم هذا امر ظاهره ايمان و باطنه عدوان و اوّله رحمة و آخره ندامة فاقيموا على شأنكم» خ ۱۲۲، ۱۷۹
آخر
بفتح خاء: غير و ديگرى. چنانكه دربارۀ ابو بكر فرموده: فياعجبا بينا هو يستقيلها فى حياته اذ عقدها لاخر بعد وفاته» خ ۳، ۴۸ عجبا!! ابو بكر در حيات خويش مىگفت: خلافت را از من بگيريد من بهترين شما نيستم ولى براى بعد از خود، آن را به ديگرى واگذار كرد، فريقين هر دو نقل كردهاند كه ابو بكر مىگفت: «اقيلونى فلست بخيركم» ولى به وقت مرگ طومارى نوشت و خلافت را به عمر بن الخطاب داد.