مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٧٩ - حشش
امير المؤمنين كلمات ناقابل و نارساى من چگونه ميتواند كلمات ما فوق بلاغت تو را ترجمه نمايد (چه كند بينوا همين دارد)
حشد
(بر وزن عقل): جمع كردن. حشود: سرعت كردن در تعاون
«حشد الشىء: جمعه»
از اين ماده فقط دو مورد در «نهج» آمده است و هر دو در خطبه غرّاء، در رابطه با موعظه فرموده: «الآن عباد الله و الخناق مهمل و الروح مرسل فى فينة الارشاد و راحة الاجساد و باحة الاحتشاد» خ ١٣، ١١٤، الان عمل كنيد بندگان خدا، ريسمان خفه كننده گشاد است (مرگ گلويتان را نفشرده) روح رها شده است (قبض نگشته) در حال عقل و در ميدان جمع شدن و تعاون.
و در رابطه با از دنيا رفتن فرمايد: سپس انداخته مىشود در روى تختهها از سفر برگشته و در رنج و لاغر شده از مرض، يارانى از فرزندان و عجله كنندگانى از برادران او را بر دوش مىكشند: اينك عين عبارت: «ثمّ القى على الاعواد رجيع وصب و نضو سقم تحمله حفدة الولدان و حشدة الاخوان» خ ٨٣، ١١٣ «حشده» جمع حاشد به معنى سرعت كنندگان است.
حشر
جمع كردن. و بيرون كردن از محلّ:
«حشر الناس: جمعهم»
«حشر فلانا: جلاه عن وطنه»
«محشر» اسم مكان است. از اين ماده چهار مورد در «نهج» آمده است در رابطه با محشور شدن با رسول الله ٦ فرموده: «اللّهم... احشرنا فى زمرته غير خزايا و لا نادمين» خ ١٠٦، ١٥٤، خدايا ما را در گروه رسول خود محشور فرما بىآنكه خوار و پشيمان باشيم: «و اراق دموعهم خوف المحشر» خ ٣٢، ٧٥.
حشش
حشّ: افروختن آتش:
«حشّ النار: اوقدها»
از اين ماده فقط دو مورد در «نهج» آمده است، خطاب به خوارج فرموده: چه بد آتش افروز جنگيد شما، افّ بر شما، جز شرّ از شما نديدم، روزى با صداى بلند ندايتان مىكنم و روزى با نجوى با شما سخن مىگويم، نه آزادگان راستيد بهنگام ندا و نه برادران مطمنّيد در وقت نجوى.: «لبئس حشّاش نار الحرب انتم، افّ لكم لقد لقيت منكم برحا يوما اناديكم و يوما أناجيكم فلا احرار صدق عند النداء و لا اخوان ثقة عند النجاء» خ ١٢٥، ١٨٣ «حشّاش» جمع حاشّ است: افروزنده.