مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٤٤ - جيل
عند ذلك من جيش من نقم الله» خ ١٠٢، ١٤٨.
جيشه يكدفعه جوشيدن است جمع آن جيشات آيد در وصف رسول خدا ٦ فرموده: «المعلن الحقّ بالحقّ و الدافع جيشات الاباطيل و الدّامغ صولات الاضاليل» خ ٧٢، ١٠١، آشكار كننده حق به وسيله حق دفع كننده جوششها و طوفانهاى باطل، و شكافنده مغز صولتهاى گمراهيها.
جيف
گنديدن
«جافت الجثّه جيفا: انتنت»
جيفه: بدن گنديده ميّت، اين لفظ شش بار در «نهج» يافته است در رابطه با مرگ انسان فرموده: «و خرجت الروح من جسده فصار جيفة بين اهله قد اوحشوا من جانبه و تباعدوا من قربه» خ ١٠٩، ١٦١ و نيز فرموده: «ما لابن آدم و الفخر، اوّله نطفة و آخره جيفة و لا يرزق نفسه و لا يدفع حتفه» حكمت ٤٥٤.
جيل
صنفى از مردم:
«الجيل: الصنف من الناس»
آن لفظ يك مورد بيشتر در «نهج» نيامده است، آنحضرت به معاويه مىنويسد: «و ارديت جيلا من الناس كثيرا.
خدعتهم بغيّك و القيتهم فى موج بحرك» نامه ٣٢، ٤٠٦ گروه كثيرى از مردم را با ضلالت خودت فريفتى و آنها در درياى گمراهى خودت افكندى. ١٠، ٣، ١٣٧٠
و الحمد لله و هو خير ختام.