مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢١٨ - جشع
اراد الغارة من اعدائك على اوليائك...» نامه ٦١، ٤٥٠ به تحقيق براى غارتگران از دشمنانت بر عليه دوستانت، پلى گشتهاى
جسم
تن، چون جسم در مقابل روح است مىشود گفت: جسيم فقط راجع به تن است، آن به لفظ مفرد و جمع و وصف چهارده بار در «نهج» آمده است در رابطه با معاويه به عثمان بن حنيف مىنويسد: «... و سأجهد فى ان أطّهر الارض من هذا الشخص المعكوس و الجسم المركوس» نامه ١٤٥، ٤١٩، و حتما تلاش خواهم كرد تا زمين را از اين شخص وارونه و از اين جسم مقلوب الفكر پاك گردانم
جسيم: بزرگ. «و لو فكّروا فى عظيم القدرة و جسيم النعمة لرجعوا الى الطريق و خافوا عذاب الحريق» خ ١٨٥، ٢٧٠، «مجسمّات» به صيغه اسم مفعول جسيم دار شدهها چنانكه در خ ٩١، ١٢٦ آمده است.
جشب
(بر وزن عقل) غليظ شدن طعام و يا بىخورش شدن آن:
«جشب الطعام جشبا: غلظ او كان بلا ادم»
و نيز اسم آيد به معنى طعام غليظ يا بىخورش و خالى و آن پنج دفعه در «نهج» بكار رفته است: آنحضرت صلوات الله عليه به عثمان بن حنيف مىنويسد: «... ااقنع من نفسى بان يقال هذا امير المؤمنين و لا اشاركهم فى مكاره الدهر او اكون اسوة لهم فى جشوبة العيش» نامه ٤٥، ٤١٨ منظور از «جشوبة» در اينجا خشونت و سختى زندگى است. يعنى: آيا فقط به اين قناعت كنم كه به من امير المؤمنين گويند و با مردم در گرفتاريهاى روزكار شريك نباشم و در سختى زندگى براى آنها سر مشق نشوم و در رابطه با بعثت رسول الله فرموده: «انّ الله بعث محمدا ٦ و انتم معشر العرب على شرّ دين... تشربون الكدر و تأكلون الجشب و تسفكون دمائكم و تقطعون ارحامكم» خ ٢٦، ٦٨ و جشب (بر وزن كتف) طعام غليظ و ناخوردنى يا بدون خورش. و راجع به زهد عيسى ٧ فرموده: «فلقد كان يتوسّد الحجر و يلبس الخشن و يأكل الجشب» خ ١٦٠، ٢٢٧.
جشع
شدت حرص. و آن يكبار بيشتر در «نهج» يافته نيست. در نامه عثمان