مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٠٠ - جبل
لفظ به صورت جمع و مفرد ٢٦ بار در كلام امام ٧ آمده است. همانطور كه قران مجيد در رابطه با اينكه: كوهها حركت زمين را تعديل كرده و از بالا و پائين رفتن پوسته آن جلوگيرى مىكنند، فرموده: (وَ الْجِبالَ أَوْتاداً) و نيز فرموده: (وَ أَلْقى فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ) لقمان: ١٠، نهج البلاغه نيز به اين امر اهميت داده و بارها از آن ياد مىكند، به هنگام شروع جنگ صفين فرموده: «اللهم ربّ السقف المرفوع و الجوّ المكفوف... و رب الجبال الرواسى التى جعلتها للارض اوتادا و للخلق اعتمادا، ان اظهرتنا على عدّونا فجنّبنا البغى...» خ ١٧١، ٢٤٥، اى پروردگار آسمان بر افراشته شده و جوّ نگاه داشته شده در بارى زمين... و اى پروردگار كوههاى ثابت كه آنها را ميخهاى زمين و براى مردم پناهگاه قرار دادهاى، اگر ما را بر دشمن پيروز كردى از تجاوز كنارمان دار. در جاى ديگرى در خلقت زمين فرموده: «فسكنت من الميدان لرسوب الجبال فى قطع اديمها...» خ ٩١، ١٣٢، زمين از بالا و پائين رفتن آرام شده، بعلت رسوب كوهها در قطعههاى پوسته آن. و در جاى سوم فرموده: «فمضت رؤوسها فى الهواء و رست اصولها فى الماء، فانهد جبالها عن سهولها و أساخ قواعدها فى متون اقطارها... و جعلها للارض عمادا و ارّزها فيها اوتادا فسكنت على حركتها من ان تميد باهلها او تسيخ بحملها» ٢١١، ٣٢٨. يعنى: سرهاى كوهها به هوا رفت و ريشههاى آنها در بر روى مركز مذاب استوار گرديد، خداوند، كوههاى زمين را از هموارهاى آن مرتفع گردانيد و قاعده و ريشههاى آنها را در درون اطراف آن راسخ نمود... و آنها را بر زمين پايهها گردانيد و آنها را به صورت ميخها در زمين ثابت كرد، در نتيجه زمين با آنكه حركت مىكند، آرام گرفت از آنكه اهل خودش را بالا و پائين ببرد يا محمولههاى خود را بدرون كشد. در قاموس قرآن ماده (ج ب ل) به طور مفصل گفتهايم كه پوسته زمين تا رسيدن به قسمت مذاب حدود شصت كيلومتر است و اين ضخامت نسبت به مركز آن مانند پوست تخم مرغ نسبت به درون آنست، زمين كه پيوسته داراى چهارده نوع حركت است اگر كوهها آنرا مهار نمىكردند، مردم را پيوسته بالا و پايين مىبرد،