مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٩٨ - جبرائيل
خود رسيدند و از «يومى على كورها» خود آنحضرت است كه در زمان هر دو در فشار بود، آنگاه ابن ميثم فرمايد: شايد مراد از «يوم حيّان» حال آنحضرت در زمان رسول خدا ٦ و از «يومى...» حالش در زمان شيخين باشد كه در زمان آنحضرت پيوسته در اوج كمال بود و در دوره شيخين در زحمت و فشار نگارنده گويد: به احتمال قوى منظور آنحضرت نحوه فشارهاست و كثرت آنها در زمان عمر، چنانكه از وصف حالات عمر معلوم مىشود، يعنى بلائى رفت و بلائى سختتر از آن آمد و چقدر متفاوت است آندو.
محمّد عبده گويد: وجه مشابهت با كمى دقّت معلوم مىشود، به نظر مىآيد نظر عبده نظير نظر نگارنده باشد ولى ابن ابى الحديد اشتباه بزرگى كرده و گويد: يعنى با آنكه در دوران هر دو، خلافت از دستم رفت ولى آن دو روز متفاوت است زيرا در زمان ابو بكر بنيان و اركان خلافت سست بود، ولى در عصر عمر روى قاعده در آمد و داراى ثبات و نظم گرديد.
در اينصورت منظور امام تعريف و تحسين عمر مىشود با وجود آنكه، آنحضرت بعد از اين كلام وضع عمر را بسيار بد و خطرناك ترسيم كرده و فرمايد «فصيّرها فى حوزة خشناء يغلظ كلمها و يخشن مسّها...».
جبرائيل
يا جبرئيل و يا جبريل، همان فرشته وحى ٧ است كه فقط دو بار در «نهج» ياد شده آنهم به لفظ جبرئيل و جبريل يكى در آنجا كه فرموده خداوند نامتناهى و غير قابل توصيف است، نه تنها خداوند قابل درك و توصيف نيست، بلكه انسان از توصيف ملائكه نيز عاجز است، حضرت به آنكه وصف خدا را از او ميخواست فرمود: «... ان كنت صادقا ايّها المتكلّف لوصف ربّك فصف جبريل و ميكائيل و جنود الملائكة المقربين فى حجرات القدس مرجحنّين متولّهة عقولهم ان يحدّوا احسن الخالقين...» خ ١٨٢، ٢٦٢. اى آنكه براى وصف خدايت خودت را به زحمت مىاندازى، اگر راست مىگوئى توصيف كن جبرئيل و ميكائيل و اقسام ملائكه را كه در غرفههاى قدس در