مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٩٥ - جأش
حرف الجيم
جؤجؤ
سينه. اين كلمه چهار بار و همه در خطبه ١٣، ٥٥ و ٥٦ آمده است آنحضرت پس از فتح بصره در ملامت اهل آن چنين فرمود: «كنتم جند المرئة و اتباع البهيمة، رغا فاجبتم و عقر فهربتم... كانّى بمسجدكم كجؤحؤ سفينة قد بعث الله عليها العذاب من فوقها و من تحتها.» يعنى: لشكريان زن (عائشه) بوديد و پيروان چهار پا (شتر عائشه)، آن شتر نعره كشيد جمع شديد و كشته شد فرار كرديد... گويا مىبينم كه مسجد شما مانند سينه كشتى نمودار است آنگاه كه خداوند به شهر شما از بالا و پائين عذاب فرستد. شرح غرق شدن و آمدن عذاب در لفظ «بصره» گذشت.
جأر
تضرّع. زارى، اصل آن بلند كردن صدا براى دعا است همچنين است «جوأر»، از اين ماده فقط سه مورد در «نهج» يافته است. در رابطه با ثواب اهل زهد فرموده: «فو اللّه لو... جأرتم جؤار متبّتلى الرهبان... التماس القربة اليه... لكان قليلا فيما ارجولكم من ثوابه...» خ ٥٢، ٨٩، و نيز در خطبه ٩١، ١٣٠ در وصف ملائكه فرموده: «بهمس الجؤار اليه».
جأش
سينه. نفس. خوف قلب. اين لفظ تنها دو بار در «نهج» ديده مىشود درباره كمك به ياران در جنگ فرموده: «و اىّ امرء منكم احسّ من نفسه رباطة جأش عند اللقاء وراى من احد من اخوانه فشلا فليذبّ عن اخيه... كما يذبّ عن نفسه»