مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٨٩ - ثمر
خدا همه مسئول هستند فرموده: «ايها الناس انما يجمع الناس الرّضى و السّخط و انما عقر نافة ثمود رجل واحد فعمّهم الله بالعذاب لما عموه بالرّضى فقال سبحانه (فَعَقَرُوها فَأَصْبَحُوا نادِمِينَ) فما كان الا ان خارت ارضهم بالخسفة خوار السكة الحماة فى الارض الخوّارة» خ ٢٠١، ٣١٩. مردم، انسانها را راضى شدن به كارى و غضب از كارى، يكجا و يك حساب مىكند، شتر صالح ٧ را فقط يك نفر كشت ولى خدا به همه نسبت داد و همه را عذاب كرد زيرا همه از آن كار راضى بودند لذا بصيغه جمع فرمود: «شتر را كشتند و نادم شدند، پيشامدشان نشد مگر آنكه زمين آنها در اثر فرو رفتن مانند صداى گاو صدا كرد، چنانكه خيش تفتيده در شخم زمين نرم صدا مىكند، و آنگاه كه به امام ٧ خبر دادند: گروهى از لشكر كوفه به فكر پيوستن به خوارج هستند، حضرت مردى را براى تحقيق فرستاد و پس از برگشتن به فرستاده فرمود: خاطر جمع شده ماندند و يا ترسيده و رفتند عرض كرد: يا امير المومنين نه بلكه رفتند، حضرت فرمود: «بعدا لهم كما بعدت ثمود» خ ١٨١، ٢٥٩، دور باشند از رحمت خدا چنانكه دور شد قوم ثمود. و از مصاديق سخن امام ٧ است كه جابر بن عبد الله انصارى پس از زيارت امام حسين ٧ خطاب به شهداى كربلا فرمود: «و الذى بعث محمدا بالحق لقد شاركناكم فيما دخلتم فيه» عطيه عوفى گفت: اين چطور مىشود... ما كه مانند آنها جنگ كرده و كشته نشدهايم جابر جواب داد: «يا عطيه سمعت حبيبى رسول الله يقول من احب قوما حشر معهم و من احب عمل قوم شرك فى عملهم و نيّتى و نيّة اصحابى على ما مضى عليه الحسين و اصحابه...» (نفس المهموم ص ٣٠٠)
ثمر
ميوه. جمع آن ثمار است «ثمره» براى وحدت است جمع آن ثمرات مىباشد، اين لفظ در ثمره طبيعى و معنوى به كار مىرود و آن بيست و يك بار در «نهج» آمده است چنانكه فرموده: «ثمرة التفريط الندامة و ثمرة الحزم السلامة» حكمت ١٨١، ميوه تقصير ندامت و ميوه احتياط سلامت است. آنگاه كه جريان سقيفه را به حضرت نقل كردند فرمود: انصار چه گفتند خبر