مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٨٨ - ثمود
الله عليه معنى كرده است.
آنحضرت به برادرش عقيل كه چيزى خارج از وظيفه از بيت المال مىخواست بعد از نزديك كردن آهن گداخته به بدنش و فرياد او، فرمود: «ثكلتك الثواكل يا عقيل اتئنّ من حديدة احماها انسانها للعبه و تجّرنى الى نار سجرها جبّارها لغضبه» خ ٢٢٤، ٣٤٧. يعنى: مادران فرزند مرده به عزايت بنشيند اى عقيل آيا ناله مىكنى از آهن پارهايكه انسانى ببازى آنرا سرخ كرده و مىكشى مرا به آتشيكه خداى جبار براى غضبش سرخ كرده است. ثاكل و ثكلان اسم فاعل است چنانكه در خطبه ٣٢، ٧٥ آمده جمع آن «ثكالى» آيد، در دعاى استسقا فرموده: «و عجت عجيج الثكالى على اولادها» خ ١١٥، ١٧١.
ثلاث
از اسما عدد است «ثلث» بر وزن قفل به معنى يك سوم، «تثليث»: سه تا كردن. امام ٧ فرمايد: «للمومن ثلاث ساعات فساعة يناجى فيها ربه و ساعة يرمّ معاشه و ساعة يخلّى بين نفسه و بين لذّتها فيما يحلّ و يجمل» حكمت ٣٩٠.
ثلم
(بر وزن عقل) شكستن. ايجاد خلل:
«ثلم الاناء ثلما: كسره»
«ثلم» بر وزن شرف: شكسته شدن «ثلمة» خلل و شكست. از اين ماده شش مورد در «نهج» آمده است، آنحضرت در رابطه با همكارى خود با خليفه اول با تصريح به اينكه خلافت مال او بود، فرمايد: «فخشيت ان لم انصر الاسلام و اهله ان ارى فيه ثلما او هدما تكون المصيبة به علىّ اعظم من فوت و لا يتكم التى انّما هى متاع ايام قلائل» نامه ٦٢، ٤٥١، منظور از «ثلم» شكستن و خلل و منظور از «هدما» از بين رفتن آنست. ايضا در نامه ٥٣ به لفظ ماضى «ثلموا» و در خطبه ١٩٢، ٢٩٨ آمده: «الا و انكم قد نفضتم ايديكم من حبل الطاعة و ثلمتم حصن الله المضروب عليكم باحكام الجاهلية» و درباره فتنهها فرموده: «ثم ياتى بعد ذلك طالع الفتنة... تثلم منار الدين و تنقض عقد اليقين» خ ١٥١، ٢١١ و در نامه ٥٣ فرمان مالك آمده «غير مثلوم و لا منقوص».
ثمود
منظور از آن قوم صالح ٧ است كه دو بار در «نهج» آمده است، آنحضرت درباره اينكه عاملان فساد و هواداران و تاييد كنندگان آنها در نزد