مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٦٦ - «بائن»
ان الله تعالى فرض على ائمة العدل ان يقدّروا انفسهم بضعفة الناس كيلا يتبيّغ بالفقيره فقره» خ ٢٠٩، ٣٢٥، يعنى واى بر تو من مانند تو نيستم، خداوند بر امامان عادل واجب كرده كه خود را با مردم ضعيف برابر كنند تا فقر فقير او را به هيجان وا ندارد (و بگويد مرا چه غم سفره رهبر نيز مانند سفره من است).
بين
وسط. ميان، اين كلمه به طور مفرد و جمع بيشتر از صد و پنجاه بار در «نهج» ديده مىشود. «و ما بين احدكم و بين الجنّة او النار الا الموت ان ينزل به» خ ٦٤، ٩٥.
بينونة
بين و بينونة و تبيان، همه از بين به معنى وسط هستند و چون وجود وسط توأم با انفصال و ظهور و انقطاع است لذا «بان» را به معنى قطع شدن و آشكار شدن گفتهاند. گويند: «بان الشىء بيانا» يعنى آشكار شد، امام صلوات الله عليه در رابطه با حق تعالى فرموده: «بان من الاشياء بالقهر لها و القدرة عليها و بانت الاشياء منه بالخضوع له و الرجوع اليه» خ ١٥٢، ٢١٢ خدا از اشياء قطع و كنار است با غلبه به آنها و قدرت بر آنها و موجودات از او قطع شده و غير او هستند بواسطه خضوع به او و رجوع به سوى او، يعنى خدا غير اشياء و اشياء غير خداست كه خدا خالق و قادر و غالب است و آنها مخلوق، مغلوب و خاضع
«بائن»
جدا شده، قطع شده، كنار شده درباره حق تعالى فرموده: «لم يحلل فى الاشياء فيقال هو كائن و لم ينأ عنها فيقال هو منها بائن» ٦٥، ٩٦ در اشياء حلول نكرده تا گفته شود: او در آنهاست و دور نشده از اشياء تا گفته شود: از آنها جدا و كنار است «بائن» به معنى ظاهر نيز آيد «مبائن- متبائن» نيز به همان معنى است. «مبين» هم لازم آمده به معنى آشكار و هم متعدّى به معنى آشكار كننده «تبيّن» از باب تفعّل لازم و متعدى هر دو آمده است «وقفوا عند ما تنهون عنه و لا تعجلوا فى امر حتى تتبيّنوا» خ ١٧٣، ٢٤٨ «استبان» طلب وضوح، آنحضرت بعد از روشن شدن حيله عمرو بن عاص و بىخردى ابو موسى در جريان حكمين، به اصحاب خويش كه تازه بيدار شده بودند قول شاعر قبيله هوازن را شاهد آورد كه گفته است.