مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٢٥ - برء
ايمان و هجرت از ديگران پيشى گرفتهام. تقريبا يقينى است كه منظور حضرت، معاويه عليه لعائن الله است و صفات فوق فقط در او جمع بود و رسول خدا صلّى الله عليه و آله در حق او فرموده بود: «اللّهم لا تشبع بطنه» خدايا شكمش را سير نكن. و اينكه امثال محمد عبده گفتهاند شايد مراد زياد بن ابيه يا مغيرة بن شعبه باشد ناصحيح است.
ابن ابى الحديد گويد: بسيارى گفتهاند: منظور حضرت زياد بن ابيه و بسيارى نظر دادهاند كه مرادش حجّاج بن يوسف و قومى گفتهاند مقصودش مغيرة بن شعبه است ولى مقبولتر در نزد من آنستكه: مرادش معاويه است چون معاويه معروف به پرخورى بود و شكمش چنان بزرگ بود كه به وقت نشستن روى رانهايش مىافتاد ابن ميثم فرمايد: معاويه بقدرى مىخورد كه خسته مىشد و مىگفت: برداريد به خدا خسته شدم ولى سير نگشتم، اين مرض بنفرين رسول خدا ٦ بود نقل است كه آنحضرت در پى معاويه فرستاد، گفتند: طعام مىخورد باز فرستاد گفتند: هنوز فارغ نشده است حضرت فرمود: «اللهم لا تشبع بطنه» شاعر مىگويد: «
و صاحب لى بطنه كالهاويه كانّ فى امعائه معاوية
رفيقى دارم شكمش مانند جهنّم است، گويا در رودههايش معاويه نشسته است.
باز
ابن ميثم فرموده: اينكه آنحضرت ميان دشنام و برائت فرق گذاشته علتش آنستكه: سبّ از صفات كلام است مىشود كلام را در موقع اجبار بدون قصد گفت ولى برائت راجع به بيزارى قلبى و بغض و دشمنى است كه نهى شده است.
محمد عبده گويد: برائت از شخص به معنى دورى جستن از مذهب و دين اوست ولى سبّ مىشود زبانى و از روى اجبار باشد،
به هر حال مضمون كلام امام صلوات الله عليه آنستكه: اگر به دشنام مجبورتان كنند مانعى ندارد مرا دشنام دهيد تا نجات يابيد ولى از من بيزارى نكنيد چون بيزارى از من بيزارى از طريقه من و راه