مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١١٨ - «بديع»، «مبدع» و «مبتدع»
پرده است «فانا ابو حسن قاتل جدّك و اخيك و خالك شدخا يوم بدر و ذلك السيف معى...» نامه ١٠، ٣٧٠ من ابو حسن هستم كه جدّ مادرى تو عتبه بن ربيعه و برادرت حنظله و دائىات وليد بن عتبه را در روز بدر كشتم و مانند چوب خشك آنها را شكستم، همان شمشير در دست من است. سوم باز آنجا كه به معاويه لعين مىنويسد: نوشتهاى كه جواب من و يارانم فقط شمشير است، راستى بعد از گريه بر باطل تو، مرا بخنده (تعجب) در آوردى، كجا ديدهاى فرزندان عبد المطلب از دشمن عقب نشينى كنند و با شمشير ترسانده شوند: «و قد صحبتهم ذرّية بدرّية و سيوف هاشمية» نامه ٢٨، ٣٨٩، تو با آنها آشنائى كه فرزندان اهل بدر و شمشيرهاى هاشمى هستند.
بدع:
ايجاد ابتكارى و بدون سابقه، بايد دانست هر ايجادى ابداع نيست، بلكه ابداع آنستكه بدون سابقه و بدون پيروى از ديگران باشد، لذا راغب در مفردات گويد: «الابداع انشاء صنعة بلا احتذاء و اقتداء»
و در اقرب الموارد آمده: «بدعه بدعا: اخترعه لا على مثال»
ابتداع
نيز به همان معنى است.
آنحضرت در وصف حق تعالى فرموده: «الذى ابتدع الخلق على غير مثال امتثله و لا مقدار احتذى عليه من خالق معبود كان قبله» خ ٩١، ١٢٦ خدائيكه خلق را بدون نقشهايكه بر آن قياس كند آفريد و بدون مقدار سابقى كه از خالق معبودى پيش از او بوده، تقليد نمايد خلق فرمود. و در مقام دعا فرمايد: «اللهم... فدلّنى على مصالحى و خذ بقلبى الى مراشدى فليس ذلك بنكر من هداياتك و لا ببدع من كفاياتك» ح ٢٢٧، ٣٥٠ خدايا مرا به مصلحتهايم ارشاد فرما و قلبم را به رشدها و كمالهايم متوجه كن، اين از هداياى تو ناشناخته نيست و چيز تازهاى از كفايات تو نيست (بلكه پيوسته از اين الطاف كردهاى) «بدع» در اينجا به معنى چيز بىسابقه است.
«بديع»، «مبدع» و «مبتدع»
همه به معنى آفريدن بدون نقشه قبلى است كه در «نهج» آمدهاند.