قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٩٨ - معنى صدق و كذب
«قضيۀ ذهنيه» عبارت است از قضيهاى كه حكم در آن فقط روى افراد در ذهن بار مىشود، مانند اينكه گفته شود: «كلى يا ذاتى است يا عرضى» ، يا «كلى ذاتى يا جنس است يا فصل» . چنانكه مشاهده مىنماييم، در اين دو مثال، حكم كه در مثال اول همان كلى بودن و در مثال دوم كلى ذاتى بودن است، روى افراد موضوع در ذهن بار مىشود.
زيرا ذاتى بودن يا عرضى بودن و نيز معنى جنس و فصل، جايگاهى جز جهان ذهن ندارند. به اين ترتيب عروض محمول بر موضوع، و همچنين اتصاف موضوع به محمول در قضاياى ذهنيه فقط در جهان ذهن انجام مىگيرد؛ و اين همان چيزى است كه حكماى اسلامى آن را «معقول ثانى» به اصطلاح منطقى مىگويند. چون سخن به اينجا رسيد، بىمناسبت نيست به نوع ديگرى از معقول ثانى نيز اشاره شود كه حكماى اسلامى آن را معقول ثانى به اصطلاح فلسفى مىنامند.
معقول ثانى به اصطلاح فلسفى عبارت است از اينكه اگرچه عروض محمول بر موضوع فقط در جهان ذهن انجام مىشود، ولى اتصاف موضوع به محمول در عالم خارج تحقق مىيابد، مانند اينكه مثلا گفته شود «انسان موجودى ممكن الوجود است» .
در اين مثال، امكان عارض بر انسان موجود مىشود. اكنون سخن اين است كه اگرچه عروض امكان بر انسان فقط در جهان ذهن انجام مىشود، ولى اتصاف انسان به ممكن الوجود بودن چيزى است كه در خارج تحقق مىپذيرد. زيرا اگر چنين نباشد، لازم مىآيد كه انسان موجود در خارج ممكن الوجود نباشد؛ در حالى كه بهطور قطع و ضرورت، انسان موجود در خارج ممكن الوجود است. بنابراين معقول ثانى به دو قسم تقسيم مىشود كه به ترتيب عبارتند از:
١. معقول ثانى به اصطلاح منطقى
٢. معقول ثانى به اصطلاح فلسفى
همانطور كه ذكر شد، اگر ظرف عروض محمول بر موضوع و اتصاف موضوع به محمول، هردو جهان ذهن باشد، آن را معقول ثانى به اصطلاح منطقى مىنامند، و اگر ظرف عروض محمول بر موضوع جهان ذهن باشد، ولى ظرف اتصاف موضوع به محمول، عالم خارج باشد، آن را معقول ثانى به اصطلاح فلسفى مىگويند.
اكنون كه اقسام سهگانۀ قضيه را در اينجا بهطور اجمال شناختيم، بهتر است به مسئلۀ صدق و كذب بازگرديم و ملاك هركدام از آنها را در باب قضايا باز شناسيم.