قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٨٥٦ - عوارض مشخصه يا امارات تشخّص
تحقيق اين عقيده را پذيرفته و آن را مورد تأييد قرار دادهاند.
نخستين بنيادگذار فلسفۀ اسلامى، حكيم ابو نصر فارابى، اين عقيده را در آثار خويش مورد تأييد قرار داده است. صدر المتألّهين شيرازى نيز از پيروان سرسخت اين مذهب به شمار مىآيد. به اين ترتيب مىتوان گفت وجود و تشخّص نسبت به يكديگر دو مفهوم مساوق به شمار مىآيند. دو مفهوم نسبت به يكديگر هنگامى مىتوانند مساوق به شمار آيند كه در جهان خارج بيش از يك مصداق نداشته باشند. وجود و تشخّص دو مفهومى هستند كه در جهان خارج بيشتر از يك مصداق نمىتوان براى آنها پيدا كرد.
وقتى اين مسئله ثابت شود كه تشخّص در جهان خارج چيزى جز نحوۀ وجود و نوع هستى نمىباشد، اين مسئله نيز ثابت مىشود كه زمان و مكان و كمّ و كيف و بالأخره كليۀ عوارض مشخّصه از لوازم شخص و عاملان تشخّص به شمار مىآيند؛ يعنى عوارض مشخّصه تنها مىتواند كاشف تشخّص و حاكى از وجود شخص باشد. اين مسئله نيز بسيار روشن است كه آنچه كاشف تشخّص است، هميشه غير از آن است كه مشخص واقعى به شمار مىآيد. به همين جهت است كه عوارض مشخّصه در نظر حكما امارات تشخّص ناميده شدهاند. دليل اينكه امارات تشخّص نمىتوانند مشخّصات حقيقى به شمار آيند، اين است كه ضميمه شدن يك كلى يا چند كلى به كلى ديگر به هيچوجه موجب تشخّص نمىگردد؛ زيرا ماهيت هريك از اشياء، كه كلى طبيعى نيز ناميده مىشود، در حد ذات خود نه كلى است و نه جزئى، وقتى بهطور مثال ماهيت انسان در حدّ ذات خود نه كلى است و نه جزئى، ماهيت هريك از زمان و مكان و كمّ و كيف و ساير عوارض مشخّصه نيز در حدّ ذات خود نه كلى است و نه جزئى.
به اين ترتيب بايد گفت ضميمه شدن ماهيت زمان يا مكان، كم يا كيف، و يا هرگونه عرض ديگر به ماهيت انسان هرگز نمىتواند موجب پيدايش تشخّص گردد. در اين صورت بايد براى اثبات تشخّص به جستوجوى منشأ و مبدأ ديگرى پرداخت. جاى هيچگونه ترديد نيست كه وقتى ماهيات و انضمام آنها به يكديگر نتوانند منشأ پيدايش تشخّص واقع شوند، مبدأ تشخّص را تنها بايد در وجود خارجى جستوجو كرد. نتيجۀ اين سخن آن است كه آنچه بهطور مثال انسان را مشخص مىنمايد، چيزى جز نحوۀ وجود خارجى و نوع هستى آن نمىباشد. اين مسئله را نبايد فراموش كرد كه ضميمه ساختن يك ماهيت به ماهيات ديگر، اگرچه موجب تشخّص نمىگردد، ولى به خوبى