قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٨٢٥ - تقسيم ماهيت به جوهر و عرض در خارج يك تقسيم ضرورى است
مختصر بيرون است. همانگونه كه در آغاز اين مبحث يادآورى شد، مسئلۀ جوهر و عرض، از جمله مسائلى است كه همواره بين فلاسفه مطرح بوده و در اين باب نقض و ابرام فراوان به عمل آمده است.
برخى از فلاسفۀ معاصر، وجود مقولۀ جوهر را مورد انكار قرار داده و به چيزى بيش از مقولات عرضى اعتراف نكردهاند. اين جماعت از اين مسئله غافل ماندهاند كه اگر وجود مقولۀ جوهر مورد انكار واقع شود، همۀ مقولات عرضى به مقولۀ جوهرى تبديل خواهند شد. چون وجود جوهر در خارج، موضوع و محل اعراض به شمار مىآيد. اكنون اگر وجود جوهر مورد انكار واقع شود، مقولات عرضى بدون موضوع و محل باقى مىمانند. البته بديهى است كه اگر چيزى بدون موضوع يا محلّ در خارج وجود پيدا كند، ناچار نوعى از انواع جوهر خواهد بود.
تقسيم ماهيت به جوهر و عرض در خارج يك تقسيم ضرورى است
با توجه به آنچه تاكنون در اينجا ذكر شد، اين مسئله به روشنى معلوم مىشود كه تقسيم ماهيت به دو قسم جوهر و عرض در جهان خارج يك تقسيم ضرورى به شمار مىآيد؛ زيرا وجود حالّ و محلّ، يا صفت و موصوف، چيزى نيست كه بتوان آن را مورد انكار قرار داد. اگر انكار وجود اعراض در خارج به معنى انكار وجود محسوسات است، انكار مقولۀ جوهر نيز به معنى انكار يك امر معقول به شمار مىآيد. انكار يك امر معقول در نظر اهل استدلال به هيچوجه آسانتر از انكار يك امر محسوس نمىباشد.
از آنچه تاكنون گذشت، اين مسئله روشن مىگردد كه «عرض» عبارت است از ماهيتى كه هرگاه در خارج وجود پيدا كند، ناچار بايد در يك محل يا موضوع كه از وجود عرض بىنياز است تحقق پيدا نمايد. معنى اين سخن آن است كه وجود عرض در خارج همواره قائم به وجود جوهر است. به عبارت ديگر، مىتوان گفت اگر جوهر در خارج وجود نداشته باشد، عرض نيز نمىتواند وجود داشته باشد.
اكنون در اينجا اين پرسش پيش مىآيد كه آيا وجود يك عرض مىتواند به يك عرض ديگر قائم باشد؟ پاسخ به اين پرسش مسئلهاى نيست كه مورد اتفاق همۀ حكما و متكلمين قرار گرفته باشد. بسيارى از اشاعره قائم بودن يك عرض را به عرض ديگر به شدت مورد انكار قرار دادهاند. صاحب كتاب مواقف بر اين عقيده است كه بيشتر عقلاى جهان قائم بودن يك عرض را به عرض ديگر جايز نمىدانند. به عقيدۀ وى تنها