قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٧٤٢ - حكما در مقابل متكلمين
(و أمّا قوله ثانيا) كون الإرادة مرجّحة صفة نفسيّة، فنقول كون الإرادة مقتضية للتّرجيح هب إنّه أمر ذاتى و أما هذا التّرجيح فلا. . . ١.
پاسخ سوم متكلمين نيز از نظر حكما بدون اشكال و انتقاد باقى نمانده است؛ زيرا سخن متكلمين بر اين اصل استوار است كه آنچه را خداوند به تحقق آن در آينده عالم است اراده و اختيار مىنمايد؛ و آنچه را مىداند كه هرگز تحقق پيدا نمىكند مورد تعقل اراده و اختيار خويش قرار نمىدهد.
ايراد و اشكال حكما بر اين سخن به اين ترتيب مطرح مىشود كه مىگويند علم خداوند به تحقق يك شىء در وقت معين تابع اين حقيقت است كه آن شىء در همان وقت معين تحقق يابد. از سوى ديگر تحقق يك شىء در وقت معين تابع اين است كه خداوند تحقق آن شىء را در همان وقت معين اراده كرده باشد. اكنون اگر ارادۀ خداوند نسبت به تحقق يك شىء در وقت معين تابع علم وى به تحقق آن شىء در همان وقت باشد، مستلزم يك دور محال خواهد بود؛ زيرا مطابق آنچه متكلمين در اينجا گفتهاند، علم خداوند به تحقق يك شىء در وقت معين، وابسته است به اينكه آن شىء معلوم خداوند بوده باشد. عين عبارت امام فخر رازى در اين باب چنين است:
(و أمّا قوله ثالثا) إنّه تعالى يريد ما يعلم أنّه سيقع (فنقول) علمه تعالى بوقوعه فى وقت كذا يتبع لكون ذلك الشّىء متعيّن الوقوع فى ذلك الوقت المعيّن و تعيّن وقوعه فى ذلك الوقت يتبع بقصده إلى إيقاعه فى ذلك الوقت فلو كان قصده إلى إيقاعه فى ذلك الوقت تبعا لعلمه بحصوله فى ذلك الوقت لزم الدّور ٢.
پوشيده نماند كه مسئلۀ علم و ارادۀ خداوند، از جملۀ مسائل بسيار اساسى در حكمت الهى است كه در جاى خود بايد به تفصيل مورد بحث و گفتوگو قرار گيرد.
حكما در باب علم خداوند و چگونگى آن سخن بسيار گفتهاند. مجموع عقايد و آراء آنان به يازده قول بالغ مىگردد. همانگونه كه در عبارت امام فخر رازى مشاهده مىشود، اشكالى كه حكما بر سخن متكلمين در مورد علم خداوند وارد ساختهاند در صورتى مىتواند داراى اعتبار بوده باشد كه علم حق تبارك و تعالى را از نوع علم حضورى و احاطۀ عينى و قيّومى به جميع موجودات ندانيم؛ زيرا اگر علم خداوند را نسبت به
[١] همان. ص ٤٨٠.
[٢] همان. ص ٤٨١.