قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٦٩٢ - گامهاى منطقى انديشه يا مطالب علمى در اصطلاح منطق
حمل مىشود. اين مرحله را تحت عنوان «مفاد كان ناقصه» نيز مطرح كردهاند. زيرا كان ناقصه از نظر علم صرف و لغت همواره ثبوت يك شىء را بر شىء ديگر نشان مىدهد.
وجه تسميه و نامگذارى هل مركبه نيز چيزى جز اين نيست؛ زيرا به وسيلۀ هل مركبه است كه همواره سؤال از ثبوت يك شىء بر شىء ديگر طرح مىشود. پس از پايان اين مرحله، سرانجام مرحلۀ لم ثبوتى و اثباتى فرامىرسد. در اين مرحله فقط از علت شىء پرسش به ميان مىآيد. پاسخ به اين پرسش و ادراك مرحلۀ عليت، همواره به دو صورت انجام مىپذيرد:
صورت نخست به اين ترتيب است كه يك شىء علاوه بر اينكه در مرحلۀ ادراك و جهان ذهن نقش عليت را ايفاء مىنمايد، در واقع و نفس الامر نيز علت شىء ديگر باشد.
اينگونه عليت را برحسب اصطلاح لم ثبوتى يا برهان لمى مىخوانند؛ مانند اينكه يك طبيب بهطور مثال از وجود نوعى عفونت در بدن شخص بيمار آگاهى يابد و از طريق وجود عفونت در بدن شخص بيمار، به اثبات تب استدلال نمايد. بسيار روشن است كه وجود عفونت در بدن شخص بيمار، هم در مرحلۀ ادراك و جهان ذهن نقش عليت را نسبت به بيمارى تب ايفا مىنمايد و هم در واقع و نفس الامر علت پيدايش تب گرديده است.
اما صورت دوم در باب ادراك عليت به اين ترتيب است كه گفته مىشود يك شىء مىتواند در عالم ادراك و جهان ذهن علت پيدايش ادراك ديگر گردد؛ اگرچه در واقع و نفس الامر هيچگونه عليت نداشته باشد؛ مانند اينكه در مثال يادشده يك طبيب حاذق از وجود حرارت بيش از حدّ طبيعى در بدن شخص بيمار آگاهى يابد و از اين طريق به وجود نوعى عفونت در بدن شخص بيمار استدلال نمايد. بسيار روشن است كه وجود حرارت بيش از حدّ طبيعى در واقع و نفس الامر علت پيدايش عفونت نيست؛ بلكه پيدايش عفونت است كه موجب بالا رفتن درجۀ حرارت در بدن شخص بيمار مىشود. به اين ترتيب مىتوان گفت آنچه در عالم ادراك و جهان ذهن نقش عليت را در اين مورد ايفاء كرده است، در واقع و نفس الامر علت نبوده است. اينگونه عليت را در اصطلاح منطقى «لم اثباتى» يا «دليل إنّى» مىخوانند. بنابراين لم ثبوتى يا برهان لمّى از علت پى به وجود معلول بردن است؛ در حالى كه لم اثباتى يا دليل إنّى در مواردى است كه از معلول مىتوان به علت راه يافت.