قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٦٦٩ - الحد لا يكتسب من البرهان
الحدّ لا يكتسب من البرهان
معرف حقيقت يك شىء، كه در اصطلاح ارباب منطق حد خوانده مىشود، هرگز از طريق برهان به دست نمىآيد؛ زيرا حد نسبت به محدود خود همواره يك امر ذاتى به شمار مىآيد؛ و چيزى كه نسبت به يك شىء ذاتى به شمار آيد، هرگز نمىتوان آن را به وسيلۀ برهان اثبات نمود. اين جمله بين اهل حكمت بديهى و معروف است كه گفتهاند ذاتيات به هيچوجه نيازمند برهان نيستند و يا «الذّاتى لا يعلّل» . پوشيده نماند وقتى گفته مىشود كه ذاتيات به هيچوجه نيازمند برهان نيستند، مقصود اين نيست كه در وجود خود نيازمند علت يا برهان نيستند، بلكه مقصود اين است كه يك امر ذاتى در ذاتى بودن خود بىنياز از برهان است. بهطور مثال گفته مىشود حيوانيت و ناطقيت نسبت به انسان امور ذاتى به شمار مىآيند؛ به اين ترتيب انسان در حيوان ناطق بودن به هيچوجه نيازمند برهان نيست. ولى اين سخن هرگز بدان معنى نيست كه انسان در وجود خويشتن نيز نيازمند علت يا برهان نباشد. زيرا جز ذات واجب الوجود، هرموجودى در اين جهان نيازمند علت است. انسان از جهت اينكه موجود است، نيازمند علت است؛ ولى همين انسان از جهت اينكه انسان است، نيازمند علت نيست. اين سخن در مورد همۀ انواع ماهيات صادق است. زيرا هريك از ماهيات نسبت به وجود خويش محتاج علت است؛ ولى نسبت به ذات و ذاتيات خود بىنياز از هرگونه علت و برهان است. معنى اين سخن، آن است كه سلسلۀ طولانى و پرپيچوخم پرسشهاى منطقى، كه همواره سير صعودى انديشۀ انسان را تشكيل مىدهد، وقتى به مرحلۀ ذات و ذاتيات منتهى مىگردد، گسسته مىشود و در آن باب سؤالى مطرح نمىشود؛ زيرا هرگونه پرسش در آن مرحله بىمعنى است و در نتيجه انتظار پاسخ نيز آرزويى خام و غيرقابل وصول است.
مرحوم آخوند ملاّ محمد كاظم خراسانى، كه از اكابر علماى علم اصول فقه به شمار