قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٥٦٣ - زمان در هستى، زمان بيرون از هويت هستى نيست
حركت تند در اين است كه حركت كند، مخلوط يا تركيبى است از مقدارى حركت و مقدارى سكون، سخنى ياوه و بىاساس گفته است. چنانكه اگر كسى، در مورد تفاوت بين نور شديد و نور ضعيف، بگويد علت جدايى نور ضعيف از نور شديد، در اين است كه نور ضعيف مخلوط يا تركيبى است از مقدارى نور و مقدارى ظلمت، سخنى ياوه و بىاساس گفته است؛ زيرا همانگونه كه نور شديد، نور است؛ نور ضعيف نيز نور است و هيچ عنصرى از عناصر نور بودن را فاقد نيست. كما اينكه حركت كند نيز همانند حركت تند، حركت است و هيچچيز از حركت بودن را كم ندارد؛ ولى حقيقت حركت مانند هر حقيقت مشكك ديگر به گونهاى است كه داراى مراتب متفاوت است.
اكنون كه اصل تشكيك در وجود حركت و زمان معلوم شد، اين مسئله نيز به روشنى معلوم مىشود كه زمان هرموجودى، مقوم آن موجود است؛ يعنى همانگونه كه حقيقت حركت يا زمان داراى مراتب طولى و متفاوت است، هستى در زمان نيز داراى مراتب زمانى متفاوت است و هرمرتبه از مراتب هستى در زمان به هيچوجه بيرون از هويت آن نيست. پس مرتبۀ هستى در زمان، امرى نيست كه از خارج بر آن عارض شده باشد؛ بلكه مرتبۀ هستى در زمان عين هويت آن هستى است. به عبارت ديگر، زمان نسبت به هستى در زمان مانند يك ظرف نيست كه هستى را در آن ريخته باشند و هروقت بخواهند دو مرتبه آن را از ظرف خود بردارند و در ظرف ديگرى قرار دهند. شايد بسيارى از مردم كه نسبت به تحليلهاى عقلى بيگانهاند در مورد زمان و هستى چنين انديشههايى را ملاك داورى خويش قرار دهند؛ ولى تحليلهاى عقلى و فلسفى، اينگونه سادهانديشىهاى عاميانه را سخت مردود مىداند و هرگونه داورى را كه براساس اين نوع انديشه انجام مىپذيرد، ياوهسرايى و كجانديشى تلقى مىكند. بنابراين، بايد با مسئلۀ زمان و هستى با دقت كامل و هوشيارى تمام روبهرو شد و انديشۀ ظرف بودن زمان را براى هستى، بدانگونه كه مقتضاى وهم انسان است، براى هميشه از صحنۀ تفكر بيرون راند. در تاريخ تفكر بشرى، بسيارى از مردم، و حتى برخى از بزرگان انديشه، به اينگونه كجانديشىها دچار بودهاند و چنين مىپنداشتهاند كه امتداد زمان در بستر گستردۀ تاريخ همانند ظرف پر گنجايشى است كه همۀ هستىها و حوادث را در آن قرار دادهاند؛ و هرگاه خواسته باشند، دو مرتبه آنها را برداشته يا جابهجا مىنمايند.
بنابراين، زمان هرموجود، مرتبۀ آن است و مرتبۀ هستى به هيچوجه بيرون از هويت