قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٥٤٩ - جهات سهگانه امورى اعتبارى هستند (نفس الامرى نه اعتبارى محض)
لمس كرده و نه استشمام كرده است. در عين اينكه هرانسانى معنى ضرورت و جبر را به روشنى و وضوح در ذهن خود مىيابد و هيچگونه ترديدى در اين باب به خود راه نمىدهد. به اين ترتيب، معلوم مىشود عقل انسان، مفاهيم فلسفى را به طريق ديگرى كه آن حس ظاهرى نيست، ادراك كرده و آنها را يافته است.
در اينجا است كه به وضوح درمىيابيم همۀ علوم با استناد به يك اصل فلسفى كه همان ضرورت و جبر در نظام على و معلولى جهان هستى است، بسيارى از مسائل خود را حل و فسخ مىنمايند؛ در حالى كه اين اصل فلسفى خود از طريق حواس به دست نمىآيد. بنابراين، بايد گفت اعتقاد به اصالت حس و اعتماد به حواس ظاهر، بدون استناد به يك اصل فلسفى غير محسوس، هيچ مسئلهاى را نمىتواند به اثبات رساند.
جهات سهگانه امورى اعتبارى هستند [نفس الامرى نه اعتبارى محض]
از جملۀ مسائلى كه در اينجا لازم است مورد بررسى قرار گيرد، اعتبارى بودن ضرورت، امكان و امتناع است. براى اعتبارى بودن جهات سهگانه اين دو برهان اقامه شده است:
١. بهطور آشكار درمىيابيم هريك از جهات سهگانه گاهى به عنوان صفت در مورد يك امر معدوم مىتواند صادق باشد، مانند اينكه گفته مىشود «اجتماع نقيضين ممتنع است» ، «عدم شريك براى خداوند ضرورى است» ، «در آينده بسيارى از حوادث ممكن است، رخ دهد» . چنانكه پيدا است در مثال اول امتناع؛ در مثال دوم ضرورت؛ و در مثال سوم، امكان صفاتى هستند كه امور معدوم به آنها متصف مىگردند. امور معدوم به ترتيب عبارتند از اجتماع نقيضين در مثال اول؛ شريك براى خداوند در مثال دوم؛ و حوادث آينده در مثال سوم. پس از ذكر اين مقدمه، گفته مىشود اگر ضرورت، امكان يا امتناع در خارج به وجود عينى خارجى موجود باشند، اتصاف امور معدومه به آنها هرگز امكانپذير نخواهد بود؛ در حالى كه اتصاف امور معدومه به اين صفات، همانگونه كه ذكر شد، فراوان اتفاق مىافتد.
٢. برهان دوم، كه بر اعتبارى بودن اين امور اقامه شده، عبارت است از اينكه گفته مىشود هرگاه جهات سهگانه در خارج به وجود عينى موجود باشند، ناچار با ساير موجودات عينى در اصل وجود مشترك و در برخى خصوصيات متفاوت خواهند بود.
در اين صورت وجود هركدام غير ماهيت آن خواهد بود؛ و هنگامى كه وجود هركدام