قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٥٤٧ - حكم به بديهى بودن نيز بديهى است
هيچگونه نيازى به تعريف ندارند؛ زيرا هيچگونه مفهومى را نمىتوان در تعريف اين معانى سهگانه به كار برد كه از خود اين معانى اعرف و اجلى باشد. بنابراين، معانى سهگانۀ ضرورت، امكان و امتناع همانند معنى هستى بدون هيچگونه واسطه در لوح ادراك انسان ترسيم مىشوند و انسان از آنها آگاهى مىيابد. كسانى كه خواستهاند اين معانى را با مفاهيم ديگر تعريف نمايند، خواسته يا ناخواسته، خود را در زنجير سردرگم دور يا تسلسل اسير كردهاند. مانند اينكه برخى در مقام تعريف معنى واجب يا ضرورت گفتهاند واجب يا ضرورت عبارت است از چيزى كه فرض نيستى آن مستلزم امر محال باشد؛ و همچنين در مقام تعريف معنى امكان گفتهاند ممكن چيزى است كه فرض هستى يا نيستى آن مستلزم هيچگونه امر محال نشود؛ و سرانجام در مقام تعريف معنى امتناع گفتهاند ممتنع چيزى است كه ممكن نباشد. به اين ترتيب هرچه كوشش كردهاند كارى جز اين نكردهاند كه هركدام از اين معانى را در تعريف ديگرى به كار بردهاند و اين همان راهى است كه اگر كسى بخواهد از اين طريق خود را به سرمنزل مقصود برساند، نتيجهاى جز سرگردانى و بازى با الفاظ به دست نخواهد آورد. بنابراين معانى ضرورت، امكان و امتناع در زمرۀ معانى بديهى به شمار آمدهاند كه انسان بدون وساطت مفهوم ديگرى آنها را در خود مىيابد و هركدام از آنها را در جايگاه مخصوص خود آن مفهوم، به كار مىبرد.
حكم به بديهى بودن نيز بديهى است
برخى محققين گفتهاند علاوه بر اينكه نفس اين معانى سهگانه بديهى مىباشد، حكم به اينكه اين معانى سهگانه بديهى است نيز بديهى است. ناگفته نماند كه برخى احكام اگرچه در حد ذات خود بديهىاند، ولى به يك نوع توجه و يادآورى نيازمندند؛ بهطور مثال در همين مورد، اگر معنى زوجيت و عدد چهار براى هرشخص-اگرچه كودك خردسال باشد-توضيح داده شود، هرگز در اين معنى ترديد نخواهد كرد كه زوجيت براى عدد چهار ضرورى است؛ همانگونه كه در امتناع فرد بودن براى عدد چهار ترديد به خود راه نخواهد داد؛ و بر همين قياس است معنى امكان نسبت به شىء ممكن. حاج ملاّ هادى سبزوارى اين مطلب را در يكى از تعليقات خود به اين صورت بيان كرده است:
«و الحقّ إنّ الحكم بأنّها بديهيّة بديهى أيضا كالوجود و إن إحتاج إلى منبّه مثل أن يلاحظ أنّ الصّبيان مثلا لا يتوقّفون فى معرفة وجوب الزّوجيّة للأربعة و إمتناع