قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٥٢٤ - قضاياى پنجگانه در صناعت قياس
مكانى؛ و از مفهوم پيش از همه، پيشتر بودن زمانى را ادراك نمايند، ناچار بايد اين قضايا را از اقسام قضاياى وهميّه به شمار آورد؛ زيرا اينگونه معانى از وهم بشرى ناشى مىشود و در عقل جايگاهى ندارد.
٣. قضيۀ تسليميّه، و آن عبارت است از قضيهاى كه هنگام گفتوگو چون از طرف مخاطب پذيرفته شده است، حكمى ديگر به آن ضميمه گردد و از مجموع آنها نتيجهاى حاصل شود. در اين صورت نتيجۀ حاصل شده ناچار از طرف مخاطب پذيرفته خواهد شد؛ اعم از اينكه در واقع درست باشد و گوينده هم آن را پذيرفته باشد و يا اينكه در واقع درست نباشد و گوينده هم آن را نپذيرفته باشد. در قرآن مجيد از قول حضرت ابراهيم عليه السّلام نقل شده كه هنگام طلوع ماه يا خورشيد در برابر مشركين گفته است «هٰذٰا رَبِّي» اين پروردگار من است؛ ولى پس از افول، كه خصلت ذاتى هرموجودى است كه دستخوش حوادث قرار مىگيرد، بلافاصله گفته است هرموجودى كه افول پذيرد، آن را دوست ندارم. اگر اين آيۀ شريفه براساس جدل به طريقه احسن تفسير شود، مىتوان مثال روشنى براى قضيۀ تسليميّه باشد، زيرا قضيۀ «هذا ربى» مورد قبول آن گروه از مشركين است كه مخاطب حضرت ابراهيم عليه السّلام مىباشند. اگرچه معنى اين قضيه در واقع درست نيست و حضرت ابراهيم عليه السّلام نيز به آن اعتقاد نداشته است، ولى چون مخاطب در برابر حضرت ابراهيم عليه السّلام پذيرفته بود كه ماه يا خورشيد پروردگار است، ناچار بايد مىپذيرفت كه پروردگارش افولپذير است و هرآنچه افول پذير باشد، شايستۀ خدايى نيست و به او دلبستن نشايد.
٥. قضيۀ تخيّليّه، و آن عبارت است از قضيهاى كه تخيل انسان را برمىانگيزد و در نتيجه موجب انبساط يا انقباض خاطر مىگردد. برانگيخته شدن تخيّل، حالات مختلف عاطفى فراوانى را مىتواند در انسان ايجاد نمايد. برانگيختن تخيّلات و تحريك عواطف، در طول تاريخ پرماجراى بشر داستانهاى غمانگيز و احيانا شادىآفرين بسيارى را به دنبال داشته است. شايد شعر معروف رودكى نمونۀ كوچكى از اينگونه داستانها باشد:
بوى جوى موليان آيد همى ياد يار مهربان آيد همى
گويند وقتى اين شعر با آهنگى خوش در گوش امير سامانى زمزمه شد، آنچنان تحت تأثير عواطف ملى و وطنى قرار گرفت كه بىدرنگ دستور حركت به سوى كشور را