قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٥٠٨ - اشكال
بهطور قطع و يقين، منفى است؛ زيرا واقعيت هرشىء، على ما هو عليه، وابسته به دانستن آن نيست.
هرچيزى در عالم واقع و نفس الامر همان است كه هست؛ اعم از اينكه مورد تعلق علم واقع شود يا اينكه به هرجهت از دايرۀ تعلق علم بيرون بماند. بهطور مثال اگر آب از دو عنصر اكسيژن و هيدروژن تركيب يافته است؛ آگاهى و عدم آگاهى انسان نسبت به اين واقعيت عينى موجب تفاوت در ماهيت عينى آن نمىگردد؛ همچنين دانستن يا ندانستن موجب تفاوت و تمييز در ماهيت احكام نمىگردد؛ يعنى اگر براى هرفردى از افراد انسان احكامى در واقع و نفس الامر مقرر گشته است، عالم بودن يا جاهل بودن وى موجب تفاوت ماهوى آن احكام نمىشود. براساس همين واقعيت است كه فقهاى اسلامى گفتهاند: «إنّ للّه أحكاما يشترك فيه العالم و الجاهل» ؛ يعنى خداوند در مورد مردم احكامى دارد كه عالم و جاهل نسبت به آنها يكسانند و علم يا جهل اشخاص موجب هيچگونه تفاوتى در آنها نمىگردد.
اشكال
با توجه به آنچه در اينجا ذكر شد، در باب تفاوت بين وصف و خبر با يك اشكال چشمگير روبرو خواهيم شد و آن عبارت از اينكه اگر معلوم بودن يا معلوم نبودن موجب تفاوت در ماهيت اشياء نمىگردد، چگونه مىتوان ادعا كرد تفاوت ماهوى بين وصف و خبر به حكم قاعدۀ «إنّ الأوصاف قبل العلم بها إخبار كما أنّ الإخبار بعد العلم بها أوصاف» چيزى جز معلوم بودن يا معلوم نبودن نسبت نيست؟ اگر براى رهايى از اين اشكال گفته شود، تفاوت بين وصف و خبر در امورى است غير آنچه در اين قاعده آمده است و آن امور عبارت است از:
١. خبر جملهاى است تمام كه چون گوينده سكوت نمايد، مخاطب را در آنجا هيچگونه انتظارى نباشد؛ در حالى كه وصف هرگز داراى چنين خصلتى نيست و مخاطب را پس از استماع آن، همچنان انتظار باقى است.
٢. در خبر همواره احتمال صدق و كذب وجود دارد، در حالى كه وصف از اين خصلت برخوردار نيست.
در پاسخ گفته خواهد شد اگرچه بين وصف و خبر اين دو تفاوت اساسى وجود دارد، ولى منشأ اين دو تفاوت چيزى نيست جز آنچه در باب قاعده آمده است؛ يعنى معلوم بودن يا معلوم نبودن نسبت، موجب پيدايش اين دو تفاوت بين وصف و خبر شده است.