قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٥٠٧ - پرسش اول
براساس عقيدۀ حكما در اين باب همانگونه كه واسطۀ بين وجود و عدم، يا حقيقت و خطا، غير منطقى و نامعقول است، قول به وجود واسطه بين صدق و كذب نيز بىمعنى و غير معقول است؛ زيرا نسبت قضيه يا با واقع و نفس الامر مطابق است يا نه؛ به اين ترتيب هيچگونه واسطهاى بين مطابقت با واقع و عدم مطابقت با آن قابل تصور نيست.
اكنون كه معنى صدق و كذب، در حدودى كه اين مختصر مجال آن را دارد، معلوم شد، بىمناسبت نيست به آغاز اين مبحث باز گرديم و در باب معنى خبر و تفاوت اساسى آن با وصف، سخن خود را دنبال كنيم.
در آغاز اين مبحث يادآور شديم كه احتمال صدق و كذب به منزلۀ فصل مميّز جوهرى در تعريف خبر است، به اين ترتيب كه اگر احتمال صدق و كذب در جايى مطرح نباشد، به هيچوجه معنى خبر تحقق پيدا نخواهد كرد. بنابراين، امور انشائى؛ مانند امر و نهى و تمنى و ترجى و. . . همچنين مركبات ناقص، از دايرۀ شمول مفهوم خبر خارج خواهند بود. دليل اين امر در مورد امور انشائى بسيار روشن است. زيرا امور انشائى همواره در مورد ايجاد يا ابداع چيزى به كار برده مىشوند؛ به همين جهت ما به ازاى خارجى ندارند تا مسئلۀ مطابقت و عدم مطابقت با آن مطرح گردد؛ و احتمال صدق و كذب پديد آيد. اما در مورد مركبات ناقص، مانند وصف يا اضافه، اگرچه از ديدگاه جمهور متفكرين احتمال صدق و كذب وجود ندارد، ولى همواره جاى اين سؤال باقى مىماند كه آيا تفاوت ميان وصف و خبر در كجاست؟ پاسخ اين پرسش، مسئلهاى است كه در همين قاعده مورد بحث و بررسى قرار گرفته است. چنانكه در آغاز اين مبحث يادآور شديم، تفاوت اساسى بين وصف و خبر در اين است كه وصف همواره يك خبر معلوم است. كما اينكه خبر، پيوسته يك وصف نامعلوم است.
به اين ترتيب مىتوان گفت آنچه موجب پيدايش دو ماهيت وصف و خبر مىشود، همانا علم يا عدم علم به نسبت است؛ يعنى نسبت معلوم، وصف را تشكيل مىدهد؛ همانگونه كه نسبت نامعلوم خبر را باعث مىگردد.
پرسش اول
اكنون كه با توجه به قاعدۀ مورد بحث، تفاوت اساسى بين وصف و خبر معلوم شد، اين پرسش مطرح مىشود كه آيا معلوم بودن يا معلوم نبودن شىء، و به ديگر سخن دانستن يا ندانستن چيزى مىتواند موجب تفاوت در ماهيت آن شىء گردد؟ پاسخ اين پرسش