تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٨٦ - تأييد براى عدم اعتبار يوم المخالفة
است و نبايد قسم بخورد ولى حكم روايت به خوردن قسم وى محمول بر تعبّد است، يا مىگوئيم:
اگرچه نصّا و فتوى حكم آنستكه مدّعى موظّف به آوردن بيّنه و منكر مكلّف به خوردن قسم مىباشد ولى در مورد روايت يعنى دابه و قاطر يا مطلقا بواسطه اين روايت حكم منصوص و مفتى به كه اتّفاقى علماء نيز هست را تخصيص مىدهيم چنانچه اين تقرير و بيان از مرحوم شيخ الطائفه در باب اجاره و غصب حكايت شده است.
و ضعيفتر از اين بيان اينستكه به روايت مذكور بر اعتبار اعلى القيم از زمان غصب تا هنگام تلف استشهاد نمائيم چنانچه از مرحوم شهيد ثانى نقل شده چه آنكه براى اين استشهاد هيچ وجه صحيحى نمىيابيم و احدى را هم پيدا نكرديم كه دلالت روايت بر اينمطلب را توجيه نمايد.
شرح مطلوب
قوله: و يؤيّده ايضا قوله عليه السّلام: ضمير مفعولى در « يؤيّده » به عدم اعتبار يوم المخالفة راجع است.
قوله: مع كونه مخالفا للاصل: ضمير در « كونه » به قول مالك راجع است و منظور از مخالف اصل بودن قول مالك اينست كه وى مدّعى است و على القاعده نبايد قسم بخورد بلكه مكلّف است به آوردن بيّنه.
قوله: ثمّ لا وجه لقبول بيّنته: يعنى بيّنه مالك و اين عبارت اشاره است به اشكال دوّم.
قوله: و حمل الحلف هنا: اشاره است به نقد بر اشكال اوّل.
قوله: و يصدّقه فيه: ضمير فاعلى به محلوف له و ضمير مفعولى به حالف و ضمير مجرورى در « فيه » به حلف راجع است.
قوله: من دون محاكمة: يعنى بدون اجراء قواعد و ضوابط باب قضا و حكم.
قوله: و التعبير بردّه اليمين الخ: ضمير در « بردّه » به مالك راجع است.
قوله: خلاف الظّاهر: خبر است براى « حمل الحلف».
قوله: فانّه يمكن ان يحمل توجّه اليمين: ضمير در « فانّه » بمعناى « شأن » مىباشد.