تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٨٢ - اقوال در حكم منافع غير مستوفاة
از شرح و توضيحى كه داديم بدست آمد كه اقوال در ضمان منافع غير مستوفاة پنجتا است باين شرح:
١- ثبوت ضمان در آنها و گويا اين رأى از اكثر فقهاء باشد.
٢- عدم ثبوت ضمان در آنها چنانچه از مرحوم فخر المحقّقين در كتاب ايضاح منقول است.
٣- ثبوت ضمان مگر در صورتيكه بايع با علم بفساد مبادرت به بيع كرده باشد چنانچه اين رأى از برخى شرّاح شرايع بدست رسيده.
٤- در صورت علم بايع بفساد مىبايد توقّف نمود يعنى نه حكم بضمان كرده و نه بعدم آن چنانچه اين رأى را مرحوم محقّق ثانى در جامع المقاصد و سيّد عميد (ره) از عبارت علّامه عليه الرّحمه در كتاب قواعد استظهار كردهاند.
٥- مطلقا در حكم بضمان و عدم ضمان توقّف بايد نمود چنانچه اين رأى از مرحوم شهيد اوّل در « دروس » و صاحب تنقيح در اين كتاب و شهيد ثانى عليه الرّحمه در مسالك و احتمالا از عبارت مرحوم علّامه در كتاب قواعد طبق اظهار مرحوم فخر المحقّقين نقل گرديده است.
مختار مرحوم مصنّف و مقاله علّامه عليه الرّحمه
مرحوم مصنّف پس از نقل اقوال مىفرمايند:
قبلا گفتيم كه از نظر ما توقّف اقرب به انصاف است منتهى از علّامه عليه الرّحمه در كتاب تذكره كلامى ذكر شده كه عينا نقل مىكنيم، ايشان فرمودهاند:
منافع اموال همچون منافع عبد و ثياب (جامهها) و عقار (املاك) و غير اينها بواسطه تفويت و نيز فوت شدن تحت يد عاديه مضمون مىباشند لذا اگر كسى عبد يا كنيز و يا لباس و يا ملك و يا حيوان مملوكى را غصب كرد ضامن منافع آن مىباشد اعمّ از آنكه منافع را اتلاف كرده يعنى استيفاء و استعمال نموده باشد يا بدون استيفاء در تحت يدش فوت شده باشند مثلا مدّتى اين اعيان در يد وى باقى ماند بدون اينكه از منافعشان استفاده كند.