تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٦٧ - نقل صحيحه ابى ولاد و معناى آن
تو قسم مردوده را بخورى كه قيمت آن كذا و كذا است بر تو پرداخت اين قيمت لازم مىشود و اگر شهود اقامه نمود كه قيمت قاطر در وقتى كه كرايه داده شده فلان قدر بوده تو در اينفرض نيز بايد آنرا باو بپردازى.
عرض كردم: من بوى دراهمى داده و راضيش كرده و او من را حلال كرد.
حضرت فرمودند: او از تو راضى شد و حلالت نمود امّا در وقتى كه ابو حنيفه حكم جائرانه و ظالمانه در حقّش صادر كرد ولى تو الآن موظّف هستى كه بنزد وى رفته و بآنچه من حكم كردم او را مطّلع سازى پس اگر از تو درگذشت و حلالت نمود البتّه بعد از آن ديگر چيزى در ذمّه تو نيست.
تا آخر حديث شريف.
شرح مطلوب
قوله: فالمهمّ حينئذ: كلمه « حينئذ » يعنى حين دلالة الصحيحة على قيمة يوم الغصب او وجوب اعلى القيم.
قوله: ليلحق به البيع الفاسد: ضمير در « به » به مورد صحيحه راجع است.
قوله: امّا لما ادّعاه الحلّى: مدّعاى حلّى اين بود كه بيع فاسد از مصاديق مغصوب مىباشد.
قوله: فلا بأس بذكرها جميعا: يعنى بذكر جميع احكام و فوائد مذكوره.
قوله: متعلّقا ببعضها: يعنى بعض الاحكام.
قوله: فروى الشيخ فى الصحيح الخ: اين روايت را مرحوم شيخ الطائفه در تهذيب طبع جديد (٧) ص (٢١٥) باين شرح نقل فرموده:
احمد بن محمّد، از ابن محبوب، از ابى ولّاد قال الخ.
قوله: الى قصر بنى هبيرة: اين قصر در قسمت غربى حلّه واقع بوده كه تقريبا بيست كيلومتر با آن فاصله داشته و با كوفه حدود شصت و شش كيلومتر.
قوله: نحو النيل: نام قريهاى است از قراء كوفه.
قوله: فاتّبعته: يعنى او را تعقيب كردم.
قوله: و فرغت فيما بينى و بينه: يعنى از حسابى كه بين ما بود فراغت حاصل كردم