تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٦٦ - نقل صحيحه ابى ولاد و معناى آن
محضر مبارك حضرت ابو عبد اللّه عليه السّلام رسيده و بايشان جريان را عرض كرده و حضرتش را از فتواى ابو حنيفه خبر دادم.
آنجناب فرمودند:
در مثل اينحكم و شبيه آن است كه آسمان باران نباريده و زمين بركات خودش را از مردم منع مىكند.
ابى ولّاد مىگويد:
بحضرت عرض كردم، پس شما چه مىفرمائيد؟
حضرت فرمودند:
رأى من اينستكه او كرايه قاطر از كوفه تا نيل و اجرت از نيل تا بغداد و از بغداد تا كوفه را از تو طلب دارد كه مىبايد بوى مسترد دارى.
راوى مىگويد بآن حضرت عرض كردم:
فدايت شوم در قبال دراهمى كه خرج كرده و براى قاطر علف خريدم آيا چيزى از صاحب قاطر طلبكار هستم يا نه؟
حضرت فرمودند: خير، زيرا تو غاصب بودى.
عرض كردم: اگر قاطر هلاك يا گم مىشد آيا صاحب قاطر حق داشت من را به پرداخت قيمت آن ملزم كند.
حضرت فرمودند: بلى قيمت روزى كه مخالفت از تو سرزد را مىتوانست بگيرد.
عرض كردم: اگر عضوى از اعضاء حيوان مىشكست يا جراحتى بآن مىرسيد و يا زحمتى برمىداشت حكم چه بود؟
حضرت فرمودند: بر تو واجب بود قيمت بين صحيح و معيب حيوان در روزى كه آنرا بصاحبش ردّ مىكردى بوى بدهى.
عرض كردم: اين قيمت را چه كسى مىداند.
فرمودند: تو و او و شرح آن اينستكه:
اگر قيمت صحيح و معيب را صاحب بغل گفت و تو پذيرفتى كه هيچ و در غير اينصورت از دو حال خارج نيست يا او بر قيمتى كه ارائه داده قسم مىخورد كه در اينصورت بر تو لازم است آنرا بپردازى و يا قسم نخورده و آنرا بر تو ردّ مىكند پس اگر