تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٦٤ - نقل صحيحه ابى ولاد و معناى آن
قلت: إنّي اعطيته دراهم و رضي بها و حلّلني.
قال: إنّما رضي ناحلك حين قضى عليه (ابو حنيفة) بالجور و الظلم.
و لكن ارجع اليه و اخبره بما افتيتك به.
فإن جعلك في حلّ بعد معرفته فلا شيئ عليك بعد ذلك الخ.
ترجمه:
نقل صحيحه ابى ولّاد و معناى آن
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
آنچه در اينمقام مهم بنظر مىآيد آنستكه عنان كلام را بمعناى صحيحه معطوف داشته و آنرا در اينجا نقل و معنا نمائيم تا پس از معلوم شدن معناى آن بيع فاسد را بموردش كه مغصوب است از نظر حكم ملحق كنيم و وجه الحاق يكى از دو جهت ذيل ممكنست باشد:
الف: ادّعاى مرحوم حلّى كه متاع فروخته شده به بيع فاسد مغصوب محسوب مىشود.
ب: صحيحه كشف مىكند از معناى تدارك و غرامت در تمام مضمونات اعمّ از آنكه مال مضمون، مغصوب بوده يا مبيع به بيع فاسد باشد و در تمام مضمونات اعتبار به يوم الضمان بوده نه يوم التلف چنانچه يكى از اقوال در مورد بحث يعنى مبيع به بيع فاسد همين است.
و چون صحيحه ابى ولّاد مشتمل بر احكام بسيارى است و فوائد خطير و باارزشى را در بر دارد از اينرو اشكالى ندارد كه جميع اين احكام و فوائد را ذكر كرده اگرچه غرض به پارهاى از آنها تعلّق گرفته است.
شيخ در روايت صحيح از ابن محبوب، از ابى ولّاد روايت كرده كه وى گفت:
قاطرى را كرايه نمودم تا بطرف قصر بنى هبيره رفته و برگردم و در مقابل فلان مبلغ بابت اجرت آن بپردازم، پس از كرايه قاطر بطرف بدهكار خود و بطلب وى بيرون رفتم و وقتى به نزديكى پل كوفه رسيدم خبردار شدم كه رفيقم (بدهكار) بطرف نيل رفته پس من نيز بآن صوب متوجّه شدم و وقتى بآنجا رسيدم فهميدم كه وى به بغداد رفته است او را تعقيب كرده و بر او دست يافتم و حساب خود با او را تصفيه كرده و