تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٦١ - آراء در تعين قيمت مقبوض به بيع فاسد
و وجه كشف اينستكه وقتى در غصب اعتبار به يوم الغصب بود نه يوم التلف در صورتيكه مغصوب قيمت يوم التلفش چندين برابر قيمت يوم الغصب باشد هنگام تلف واجب التدارك نيست چه آنكه قبلا گفتيم معناى تدارك اينستكه ملتزم باشيم به قيمت روزى كه تدارك تالف در آن روز واجب است و بحسب فرض يوم الغصب معتبر است پس قيمت همان روز واجب الاداء است نه قيمت يوم التلف لذا در متاعى كه به بيع فاسد معامله شده نيز بايد ملتزم شويم ضامن قيمت يوم البيع را كه بمنزله يوم الغصب است بايد بدهد.
بلى، اگر فرض كنيم صحيحه ابى ولّاد بر وجوب اعلى القيم دلالت دارد امكان آن هست كه التزام غاصب به زائد را مقتضاى تدارك قرار داده و از باب مؤاخذه وى با شقّ احوال اين فرد از تدارك در عهده او نهاده شده باشد.
شرح مطلوب
قوله: فى غاية المراد: اين كتاب تصنيف مرحوم شهيد اوّل مىباشد.
قوله: عين الشيخين: يعنى شيخ مفيد و شيخ طوسى رحمة اللّه عليهما.
قوله: نسبه الى الاكثر: ضمير در « نسبته » به تعيّن قيمت يوم التلف راجع است.
قوله: و الوجه فيه: ضمير در « فيه » به تعيّن قيمت يوم التلف راجع است.
قوله: و ربّما يورد عليه: ضمير در « عليه » به تعيّن قيمت يوم التلف راجع است.
قوله: و يدفع بانّ الخ: ضمير نائب فاعلى در « يدفع » به ايراد مذكور راجع است.
قوله: عند قبضه كونه فى عهدته: ضمير در « قبضه » و « كونه » به عين راجع بوده و در « عهدته » به قابض راجع است.
قوله: و معنى ذلك: مشار اليه « ذلك » كونه فى عهدته مىباشد.
قوله: حتّى يكون عند التّلف: ضمير در « يكون » به عين تالف راجع است.
قوله: كانّه لم يتلف: ضمير در « كانّه » به تالف عود مىكند.
قوله: و تداركه ببدله: ضمائر مجرورى به تالف راجعند.
قوله: على هذا النحو: يعنى باين نحو كه عند التلف گويا تلف نشده.
قوله: بالتزام مال معادل له: ضمير در « له » به تالف عود مىكند.