تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٩٩ - نقل آراء در بيان و تعريف مثلى
واضح و روشن است اگر علماء بر حكمى اجماع نمودند و متّفقا حكمى را براى موضوع ثابت دانستند ولى در تعيين موضوع و متعلّق حكم مزبور باهم اختلاف داشتند نمىتوان در تعيين و تشخيص معقد اجماع و موضوع حكم بر قول بعضى از آنها اعتماد نمود با اينكه ديگران با آن مخالفند لذا در مورد بحث نيز مىگوئيم.
اگرچه فقهاء عظام باتّفاق كلمه فرمودهاند: مثلى مضمون بمثل است.
ولى چون در تعيين و تشخيص مثلى باهم اختلاف دارند ما نمىتوانيم به ملاكى كه تنها از نظر برخى مناط مثلى بودن است اعتماد و اتكال كرده و بر طبق آن حكم مزبور را براى موضوعى كه تنها بنظر اين طائفه مثلى است ثابت كرده و دليل آنرا اجماع قرار دهيم، بنابراين شايسته است در اينمقام بگوئيم:
آنچه باجماع علماء مثلى است بون اشكال مضمون بمثل است و دليلش اجماع مىباشد و آنچه باجماع حضرات قيمى است بلا ترديد مضمون بقيمت مىباشد و دليل آن نيز اجماع است، باقى مىماند شيئى كه در آن بين حضرات اختلاف است يعنى بعضى آنرا مثلى و برخى آنرا قيمى مىدانند همچون طلا و نقره غير مسكوك چه آنكه صريح كلام مرحوم شيخ الطائفه آنستكه ايندو قيمى بوده و ظاهر كلام غير ايشان آنستكه از مثليّات مىباشند.
و نيز مانند آهن و مس و روى چه آنكه از ظاهر كلمات مرحوم شيخ در مبسوط و ابن زهره در غنيه و ابن ادريسى در سرائر استفاده مىشود كه اين اشياء قيمى هستند ولى عبارت مرحوم علّامه در تحرير صريح است در اينكه اصل اين فلزّات مثلى بوده اگرچه ظروف و اشياء ساخته شده از اينها قيمى مىباشند.
و مرحوم شيخ طوسى در كتاب مبسوط تصريح نمودهاند باينكه رطب و انگور قيمى بوده ولى تمر و كشمش مثلى مىباشند.
و از مرحوم علّامه در كتاب مختلف نقل شده كه فرمودهاند در اينكه بين رطب و انگور و تمر و كشمش فرق گذارده و دوتاى اوّلى را قيمى و دوتاى دوّمى را مثلى بدانيم اشكال و ايراد است بلكه برخى از مقاربين عصر ما تصريح نمودهاند باينكه رطب و انگور مثلى هستند.
و از موضعى از كتاب جامع المقاصد نقل شده كه ثوب و جامه مثلى است ولى