تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٩٤ - مثلى و نظريه فقهاء در آن
« هذا المورد» مرحوم محقّق اردبيلى مىباشد.
قوله: لكن الانصاف انّ هذا: مشار اليه « هذا » معنائى است كه مرحوم مصنّف براى مثلى بيان فرمودند.
قوله: مع عدم صدق التعريف عليه: يعنى تعريفى كه مشهور براى مثلى فرمودهاند بر گندم و جو صادق نيست زيرا تمام افراد ايندو باهم از نظر قيمت متساوى نيستند.
قوله: على الجنس بهذا الاعتبار: يعنى اعتبار مثليّة انواعه.
قوله: كما التزمه بعضهم: ضمير در « التزمه » به اهمال خصوصيّات راجع است.
قوله: و هذا ابعد: يعنى و اطلاق مثلى بر جنس اگر باعتبار اهمال خصوصيّات نوعيّه و صنفيّهاى كه موجب زيادى قيمت و نقصان است بوده باين نحو كه جنس شيئ را من حيث هو هو در نظر بگيريم البتّه تعريف مزبور بر جنس قابل انطباق است و نيازى به ارتكاب مسامحه يا اضمار در تعريف نيست ولى بايد بگوئيم نفس اهمال و در نظر نگرفتن خصوصيّات ابعد است زيرا مقتضاى تعريف مذكور كه براى مثلى آورده شده اينستكه بر ضامن واجب است آنچه كه تعريف بر آن صدق مىكند را بدهد و با اينوصف ديگر معنا ندارد بگوئيم ضامن مكلّف است در وقت اداء رعايت خصوصيّات را بكند چه آنكه وقتى خصوصيّات مورد اعتبار نبود هيچ وجهى براى رعايت آنها وجود ندارد.
قوله: مضافا الى انّه يشكل الخ: حاصل مراد مرحوم مصنّف اينستكه:
اگر كلمات مشهور را توجيه كرده و بر خلاف ظاهر حمل نموده و بگوئيم:
مقصود ايشان از كلمه موصول در تعريف صنف است نه جنس دو اشكال متوجّه ما مىشود:
اوّل: آنكه همانطورى كه اشاره شد معناى مزبور بر خلاف ظاهر كلام ايشان است.
دوّم: علاوه بر اشكال فوق لازم مىآيد تعريف يا مطرّد و مانع از اغيار نبوده و يا جامع افراد نباشد زيرا اگر مقصود از تساوى اجزاء صنف واحد از حيث قيمت تساوى حقيقى و واقعى بوده لازمهاش اينست كه براى مثلى اساسا هيچ فردى يافت نشود زيرا آنچه را كه حضرات بعنوان مثلى تلقّى كردهاند واجد چنين خصوصيّتى نبوده و اصلا