تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٨٨ - مثلى و نظريه فقهاء در آن
اشكال
اينكه مشهور فرمودهاند:
مثلى آنستكه اجزائش از نظر قيمت باهم متساوى باشند.
صحيح نيست زيرا مراد از « تساوى در قيمت» اگر تساوى بطور كلّى باشد على الظاهر اين تعريف بر هيچ مثلى صادق نمىباشد چه آنكه هيچ شيئ مثلى وجود ندارد مگر آنكه اجزائش در قيمت باهم مختلف هستند همچون گندم زيرا يك قفيز از گندم بسا به ده تومان بوده در حاليكه قفيز ديگر از گندم ديگر مساوى با بيست تومام است مثلا يك قفيز گندم ورامين بيست تومان است در حاليكه يك قفيز گندم نيشابور ده تومان مىباشد.
و اگر مراد از « تساوى قيمت» تساوى در قيمت اجمالا باشد باينمعنا كه گاهى اجزاء از نظر قيمت باهم متساوى هستند و گاهى مختلف و همين تساوى قيمى گاهى ملاك صدق مثلى است.
در جواب مىگوئيم:
اين مناط در قيمى نيز وجود دارد مانند جامه و زمين چه آنكه بسا اتّفاق مىافتد كه اجزاء ايندو وقتى باهم سنجيده شوند متساوى هستند چنانچه در برخى از اوقات نيز باهم اختلاف قيمت دارند.
مؤلّف گويد:
وجه عدم توجّه اين ايراد بكلام مشهور اينستكه:
طبق تقرير و بيانى كه نموديم ملاك مثلى بودن اشياء اينستكه افراد را بايد به صنف و يا نوع سنجيد نه جنس و همانطورى كه شرح داديم افراد واقع در تحت يك صنف نسبت بهم مثلى بوده اگرچه نسبت به افراد صنف ديگر بملاحظه اختلاف قيمتى كه بينشان مشاهده مىكنيم قيمى محسوب مىشوند پس اگر يك قفيز از گندم ورامين ٢٠ تومان و يك قفيز از گندم نيشابور ١٠ تومان بود اين اختلاف قيمت نبايد باعث شود كه بگوئيم گندم مثلى نيست چه آنكه افراد گندم ورامين همه نسبت بهم چون متساوى القيمة مىباشند لذا افراد اين صنف مثلى هستند از اينرو اگر فرض كرديم يك قفيز از گندم ورامين ٢٠ تومان است نيم قفيزش قطعا ١٠ تومان و ربع آن