تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٠٤ - وجه اشتراط و اعتبار تطابق در عقد
بعتك العبد بمأة درهم (عبد را بتو به صد در هم فروختم).
و مشترى بگويد:
اشتريته بعشرة دنانير (عبد را به ده دينار خريدم).
يعنى عقد فاسد بوده و منعقد نمىشود.
و اگر بايع به دو نفر خطاب كرده و بگويد:
بعتكما العبد بالف (عبد را بشما دو نفر فروختم).
و سپس يكى از آندو نفر بگويد:
اشتريت نصفه بنصف الثمن (نيمى از عبد را به نصف ثمن خريدم).
عقد واقع نمىشود.
و اگر هريك از آندو نفر عبارت مذكور را بگويند بعيد نيست كه جايز بوده و عقد صحيح واقع شود زيرا هردو عبارت مجموعا قبول كرده كه با ايجاب تطابق دارند.
و نيز همين فرع است اگر بايع بگويد:
بعتك العبد بمأة (بنده را بتو در مقابل صد دينار فروختم).
تشريح المطالب، شرح فارسى بر مكاسب ؛ ج٦ ؛ ص٤٠٤
مشترى بگويد: اشتريت كلّ نصف منه بخمسين (هرنصفى از آنرا به پنجاه دينار خريدم).
البتّه در صحّت و فساد اينعقد اشكال و تأمّل است.
شرح مطلوب
قوله: و هو مأخوذ من اعتبار القبول: ضمير « هو » به هذا الاشتراط راجع است.
قوله: فحينئذ: يعنى فحين يجب تطابق القبول مع الايجاب.
قوله: اشتريته لنفسى لم ينعقد: مثال است براى موردى كه قبول با ايجاب از حيث خصوصيّت مشترى مطابق نيست.
قوله: او نصفه لم ينعقد: مثال است براى موردى كه قبول با ايجاب از حيث خصوصيّت ثمن مطابق نيست.
قوله: لم يقع: مثال است براى موردى كه قبول با ايجاب از حيث خصوصيّت ثمن