تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٠٣ - وجه اشتراط و اعتبار تطابق در عقد
بايع راضى باشد معنايش اينستكه نفس همان ايجاب بايع را بايد بپذيرد و از نظر تمام خصوصيّاتى كه در صيغه ايجاب لحاظ شده بايد با آن مطابق باشد، بنابراين اگر بايع بگويد: بعته من موكّلك بكذا (متاع را به موكّل تو بفلان مقدار فروختم). لازم است مشترى بعدا بگويد: اشتريته لموكّلى هكذا (آنرا براى موكّل خود بفلان مقدار خريدم).
و همانطوريكه ملاحظه مىشود صيغه ايجاب و قبول از حيث خصوصيّت مشترى باهم مطابق هستند باينمعنا كه بايع متاع را به موكّل مخاطب فروخته و مخاطب نيز آنرا براى موكّل خريده است لذا در همين مثال اگر مخاطب بگويد: اشتريته لنفسى.
عقد منعقد نمىشود زيرا بايع به موكّل مخاطب فروخته و مخاطب براى خود قبول كرده است.
و اگر بايع به مخاطب بگويد:
بعت هذا من موكّلك (اينمتاع را به موكّل تو فروختم).
و موكّل كه طرف خطاب واقع نيست در جواب بگويد: قبلت.
عقد صحيح است زيرا تطابق بين ايجاب و قبول حاصل است.
و همچنين اگر بايد بگويد: بعتك.
و مخاطب بعد از آن وكيلش را امر بقبول نموده و وكيل بگويد: قبلت.
در اينفرض نيز عقد صحيح است.
و اگر بايع بگويد:
بعتك العبد بكذا (عبد را بتو در مقابل فلان مقدار فروختم).
و مخاطب بگويد:
اشتريت نصفه بتمام الثمن (نيمى از عبد را به ثمن مذكور خريدم).
يا اظهار كند:
اشريت نصفه بنصف الثمن (نيمى از عبد را به نصف ثمن مذكور خريدم).
در هردو صورت عقد فاسد بوده و منعقد نمىشود.
و همچنين است اگر بايع بگويد: