تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٠١ - دليل بر اعتبار تنجيز و تحقيق در اطراف آن
قوله: و يخرج من هذا: مشار اليه « هذا » حكم ببطلان مىباشد.
قوله: لكن خصوصيّة البايع غير معلومة: يعنى معلوم نيست كه بايع آيا وارث است يا بيع واقع شده محتاج به اجازه نباشد يا مورّث است كه با اجازه وى لازم مىگردد.
قوله: لو زوّج امة ابيه: يعنى كنيز پدر را به تزويج غير درآورد.
قوله: و الظاهر الفرق بين مثال الطّلاق و طرفيه: مقصود از دو مثاليكه دو طرف طلاق واقع شدهاند يكى تزويج زنى است كه در حرام بودنش شك مىباشد و بعد از تزويج معلوم مىشود كه حلال است و ديگرى منصوب شدن شخصى است براى منصب قضاوت بتوسّط نائب امام عليه السّلام و بعدا معلوم مىشود كه اهليّت داشته مىباشد.
قوله: فافهم: اشاره است به بيان فرق بين اطلاق و دو مثال مذكور.
مؤلّف گويد:
شايد بتوان فرق بين آنها را اينطور تقرير نمود:
در موردى كه شخص زنى را به تزويج خود درمىآورد كه در حرام بودنش بر خويش شك دارد مىتوان گفت اين شكبا اجراء اصالة الحلّيّة و اصالة عدم كونها محرّمة عليه زائل شده و باعتماد چنين اصلى جزما تزويج صورت مىگيرد.
و نيز در مورد نصب قاضى بكمك اصالة الصلاح فى المسلم مىتوان مشكوك الحال را براى قضاوت نصب كرد.
بخلاف طلاق زن مشكوك الزوجيّة كه اصل جارى در آن اصالة عدم وقوع الطلاق بوده و با چنين اصلى نمىتوان جزم به ايقاع آن پيدا نمود.
قوله: و يشكلان فى العالم بالحكم: ضمير تثنيه در « يشكلان » به دو حكم مذكور در دو مسئله اخير يعنى طلاق در حضور خنثيين و طلاق در حضور مظنون الفسق راجع است.
متن:
و من جملة شروط العقد التّطابق بين الايجاب و القبول فلو اختلفا في المضمون: بأن أوجب البائع البيع على وجه خاصّ من حيث خصوص المشتري، أو المثمن، أو الثمن، أو توابع العقد من الشروط فقبل المشتري على وجه آخر لم ينعقد.
و وجه هذا الاشتراط واضح و هو مأخوذ من اعتبار القبول و هو الرّضا بالايجاب