تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣١٩ - الفاظ ايجاب و قبول
مرادف است چنانچه فخر الدّين بآن تصريح نموده و فرموده است:
معناى « بعت » در لغت عرب « ملّكت غيرى» مىباشد.
گفتار برخى از فقهاء و انتقاد مصنّف (ره) بر آن
برخى از فقهاء فرمودهاند:
تمليك در « هبه » استعمال مىشود يعنى وقتى مىگويند: ملّكت غيرى بدون اينكه همراه آن قرينهاى بياورند اينطور فهميده مىشود كه قائل مال خود را به ديگرى هبه كرده است با توجّه باين نكته مىگوئيم:
چگونه بتوان لفظى را كه عند الاطلاق منصرف به هبه است در بيع استعمال نمود.
مرحوم مصنّف در جواب آن مىفرمايند:
زمانى از لفظ « تمليك » هبه فهميده مىشود كه آنرا از « عوض » مجرّد آورده و بگويند:
ملّكت غيرى بدون آوردن قيد « بكذا » مثلا پس در واقع هبه از لفظ تمليك استفاده نشده بلكه از تجريد نمودن آن از عوض فهميده مىشود، بنابراين ماده « تمليك » مشترك لفظى بين بيع و هبه نيست تا نتوان آنرا در انشاء صيغه بيع بكار برد بلكه ماده مزبور مشترك معنوى است بين دو معنا:
الف: تمليكى كه متضمّن عوض و مقابل بوده يعنى بيع.
ب: تمليكى كه مجرّد از عوض و مقابل باشد يعنى هبه.
لذا اگر « ذكر عوض» به كلام متّصل شد مجموع مركب بمقتضاى وضع تركيبى بر بيع دلالت نموده و در صورت تجرّد از عوض نفس اين تجرّد بر ملكيّت مجّانى يعنى هبه دلالت مىكند.
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
قبلا گفته شد كه تعريف نمودن بيع به « تمليك » تعريف آن بمفهوم حقيقيش مىباشد بنابراين اگر صيغه بيع را با آن انشاء كنند هيچ اشكالى ندارد و نتيجة بايد