منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٥
المؤمن».«سخنان حكيمانه گمشده مؤمن است»، زيرا انسان پى گمشده اى مى رودكه گرانبها و ارزنده باشد و اگر چيز بى ارزشى از او گم شود آن را تعقيب نمى كند.
بنابراين هيچ بعيد نيست كه آيه ناظر به تاريخ دوران كودكى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) باشد كه در «شعاب مكه» گم شده بود واگر رحمت الهى شامل حال او نگشته بود، جان خود را از دست مى داد، و تاريخ حيات او بر چنين وضعى گواهى مى دهد.[١]
ج: «ضالّ» به معنى گمنام: اين واژه در لغت عرب به معنى گمنام ومخفى وپنهان به كار مى رود، در زبان عرب مى گويند:«ضلّ الشيء، أي خفي وغاب» در قرآن از زبان مشركان منكر معاد نقل مى كند:(ءَ إِذا ضَلَلْنا فِي الأَرضِ ءَإِنّا لَفِي خَلْق جَديد) (سجده/١٠).
«آيا آن روز كه در زمين مخفى وپنهان شديم باز در آفرينش جديدى خواهيم بود؟».
ابن منظور در «لسان العرب» بر وجود اين معنى در لغت عرب شواهدى را نقل مى كند. در اين صورت احتمال دارد كه مقصود از «ضالّ» گمنامى و ناشناختگى او باشد كه به وسيله فيض نبوت ونزول وحى «بلند آوازه شده»، و آيه (وَرَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ) كه در سوره بعد آمده است گواه بر اين معنى مى باشد و اين دو سوره از نظر مضامين كاملاً به هم مربوط مى باشند و سوره دوّم، به تعليل مطالبى كه در سوره نخست آمده است مى پردازد.
هرگاه مقصود از لفظ«ضالّ» گمنامى و ناشناختگى باشد در اين صورت مقصود از «فَهَدى» هدايت پيامبر نيست، بلكه هدايت مردم به سوى پيامبر است و در حقيقت تركيب آيه چنين است: «فَهدى النّاس إليك = مردم را به سوى تو هدايت
[١] لسان العرب، ج١١، ص ٣٩٢; بحارالأنوار، ج١٦، ص ١٣٧. در اين صورت لفظ «إلى بيتك» پس از جمله «فهداك» در تقدير خواهد بود.