منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٠
٤ـ مورد اعتماد عبدالمطلب بود
اگر از همه اين مسائل صرف نظر كنيم تاريخ نگاران اتّفاق نظر دارند كه «عبدالمطلب» ابوطالب را كفيل پيامبر قرار داده بود آيا صحيح است كه شخصيتى مانند عبد المطلب كه سرشار از توحيد واخلاص بود برادر زاده خود را كه مى دانست پيامبر آخر الزمان است به يك فرد مشرك وبت پرست بسپارد، و مردى را كه سرانجام بتها را خواهد شكست در اختيار فردى بگذارد كه در برابر بتها سجده وكرنش مى نمايد، عقل وخرد مى گويد اگر خط مشتركى معنوى ميان او و فرزندش ابوطالب وجود نداشت هرگز عزيز قريش را به چنين انسانى نمى سپرد.
ابوطالب در اشعار خود به چنين وصيت اشاره كرده ومى گويد:
راعيت فيه قرابة موصولة *** وحفظت فيه وصيّة الأجداد [١]
«در باره محمّد پيوند خويشاوندى وسفارش نياكان را رعايت كردم يعنى اگر در باره او جانبازى وفداكارى مى كنم به خاطر سفارشى است كه از نياكان در باره حفظ «محمّد» به ما رسيده است».
اين حوادث چهارگانه كه همگى پيش از بعثت رخ داده به اضافه ديگر حوادثى كه در اين مقطع تحقّق پذيرفته ما را به ايمان و اخلاص و يكتاپرستى ابوطالب رهبرى مى كند و شك و شبهه را از دلها مى زدايد اكنون وقت آن رسيده كه به دلائل ايمان او به نبوت پيامبر گرامى پس از بعثت اشاره كنيم اين دلائل به اندازه اى فراوان است كه نقل يك دهم آنها در اين صفحات براى ما امكان پذير نيست.
ايمان ابوطالب پس از بعثت
هرچند درباره ايمان او به برادر زاده خود كتابهاى فراوانى نوشته شده وحقيقت
[١] سيره ابن هشام، ج١، ص ١٨٢، طبقات كبرى، ج١، ص ١٢٠.