منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠
است كه زندگى آنان بسان كسى بود كه بر لب حفره آتش قرار گرفته باشد وپيوسته زير «شيفر» خالى گردد وچيزى نگذرد كه به درون حفره فرو رود. ممكن است مقصود از اين حفره آتش كه عرب جاهلى بر لب آن قرار گرفته بودند علاوه بر دوزخ، همان نزاعها وكشمكشهاى قبيله اى خانمان برانداز آنان باشد كه ساليان درازى در ميان آنان شعله ور بود، ولى در سايه اسلام، اخوت جاى عداوت، وبرادرى جاى دشمنى را گرفت وهمگان به حكم آيه (إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ) (حجرات/١٠) برادر وبرابر شدند.
آيه ياد شده وضع محيطى را كه پيامبر در آن برانگيخته شده بود، به طور فشرده بيان مى كند.وبراى تفصيل آن اجمال، دو راه وجود دارد كه فقط يكى از آن دو راه براى ما مطرح است:
١ـ بررسى آيات ديگرى كه زندگى عرب وعادات واخلاق وافعال واعمال آنان را تشريح مى كند.
٢ـ بازگشت به كتابهاى سيره وتاريخ، بالأخص كتابهايى كه پيرامون زندگى عرب جاهلى نوشته شده است. زيرا تاريخ نگاران مسلمان، زندگى وعادات وآداب عرب را به صورت بس ارزنده وآموزنده اى نوشته اند ودر ميان پيشينيان قهرمان اين ميدان، ابن قتيبه استاد بدون معارض تاريخ عرب است، در ميان متأخران مى توان از: استاد سيد محمود شكرى آلوسى بغدادى، مؤلّف كتاب «بلوغ الارب في معرفة أحوال العرب» در سه جلد واستاد دكتر جواد، مؤلّف كتاب «تاريخ العرب» در ده جلد را نام برد كه محقّقان اين بخش از تاريخ عرب مى باشند.