منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥٢
است:
١ـ عيسى بن مريم ٢ـ رسول اللّه ٣ـ كلمته ٤ـ القاها إلى مريم ٥ـ روح منه.
برخى از اين صفات گواه روشنى بر عبوديت وبندگى او است، د رحالى كه برخى ديگر، از اوصاف متشابهى است كه بايد از طريق اوصاف محكم تفسير وتوضيح شوند اينك بيان اين قسمت:
الف: قرآن در موارد متعددى كه به شانزده مورد مى رسد، مسيح را به لفظ ( عيسى ابن مريم) معرفى مى كند كه خود نشانه مخلوق بودن او است قرآن در آيات سوره مريم دوران «جنينى ووضع شيرخوارگى وپرورش او در گهواره وديگر صفات انسانى او را بيان مى كند» واز اين طريق با لسان فطرت، انديشه خدايى او را طرد مى كند.
ب:( رسول اللّه): پيامبر ومأمور خدا است نه خود او و نه جزئى از او.
ج: ( كَلِمتُهُ): قرآن در مواردى «مسيح » را «كلمه» مى خواند ودر آيات ديگر تمام موجودات را نيز كلمات اللّه مى خواند كه مى فرمايد:
(قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي).[١]
«بگو اگر دريا براى كلمات خداى من مركب شود، قبل از آنكه نوشتن كلمات خدا به پايان رسد، دريا به پايان مى رسد».
اگر به موجودات جهان به طور عموم، وشخص حضرت مسيح به طور خصوص، كلمات وكلمه گفته مى شود به خاطر يك نوع تشابهى است كه ميان موجودات، وكلمات وجود دارد وآن اينكه: كلمه ولفظ، مخلوق گوينده است و از يك رشته معانى ومفاهيم ذهنى حكايت مى كند، همچنانكه موجودات جهان مخلوق خدا است كه از علم وقدرت خالق خود حاكى مى باشند، در حالى كه تمام
[١] سوره كهف، آيه ١٠٩.