منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٣
مى گيرند.
ثانياً: در اين صورت لفظ (بِأَمْرِهِ حَيْثُ يَشاءُ) بى معنى خواهد بود، زيرا باد در اين موارد يك جريان طبيعى دارد وبه عنوان يك سنّت الهى حركت مى كند، خواه از سليمان امرى صادر گردد يانگردد.
ثالثاً: در سوره سبأ مقدار حركت باد را تعيين مى كند، نه حركت كشتى را!
شكى نيست كه آيات، يادآور حركت سليمان به وسيله باد مى باشد وامّا جوانب ديگر قضيه واين كه سليمان وياران او بر چه وسيله اى مى نشستند و چگونه خود را از سرما وگرما ويا فشار هوا حفظ مى نمودند، در آيات بر آنها هيچ اشاره اى نشده است وهمگى را مى توان از طريق اعجاز وغلبه بر قوانين عادى حل نمود.
عروج مسيح(عليه السلام)
اين تنها سليمان نيست كه درهاى فضا را به روى بشر گشود، بلكه پس از وى حضرت مسيح نيز به تصريح قرآن از ميان مردم ستمگر بنى اسرائيل كه قصد جان او را داشتند، گرفته شد وبه عالم بالا فرا خوانده گشت، چنانكه مى فرمايد:
(وَقَوْلِهِمْ إِنّا قَتَلْنَا الْمَسيحَ عيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللّهِ وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَ إِنَّ الَّذينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكّ مِنْهُ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْم إِلاّ اتِّباعَ الظَّنِّ وَ ما قَتَلُوهُ يَقيناً).
«مى گويند ما مسيح را كشتيم، در حالى كه او را نه كشتند ونه او را به دار آويختند، بلكه جريان برآنها مشتبه شد آنان كه در باره قتل مسيح اختلاف كردند به آن علم ندارند و از ظن وگمان پيروى مى كنند وقطعاً او را نكشته اند».
(بَلْ رَفَعَهُ اللّهُ إِلَيْهِ وَ كانَ اللّهُ عَزيزاً حَكيماً) (نساء/١٥٧ و١٥٨):«بلكه خدا او را به سوى خود فرا خواند، وخداوند توانا وحكيم است».