منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٧
وفعل الهى تدريج بردار نيست.
در اين جا سؤال ديگرى مطرح مى گردد كه در اين صورت چگونه مى توان جهان ماده را كه با تدريج وزمان هم آغوش است به خدا نسبت داد كه به علّت پرهيز از اطاله سخن پاسخ به وقت ديگر موكول مى گردد.
٢ـ انعام آيه هاى ٩٩ـ ١٠١.
(وَجَعَلُوا للّهِ شُرَكاءَ الْجِنَّ وَ خَلَقَهُمْ وَ خَرَقُوا لَهُ بَنِينَ وَ بَنات بِغَيْرِ عِلْم سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمّا يَصِفُونَ).
«براى او شريكانى مانند جن قرار داده اند در حالى كه او آنها را آفريده است، وبدون علم و آگاهى، فرزندان ودخترانى به او نسبت داده اند منزه وبرتر است از آنچه كه او را با آن توصيف مى كنند».
(بَدِيعُ السَّمواتِ وَ الأَرْضِ أَنّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْء وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءِ عَليمٌ).
«هستى بخش آسمانها وزمين است، چگونه مى توان براى او فرزندى فرض كرد در حالى كه همسرى نداشته وهمه چيز را آفريده و او از همه چيز آگاه است».
(ذلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ خالِقُ كُلِّ شَيء فَاعْبُدُوهُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيء وَكِيلٌ).
«اين است پروردگار شما خدايى جز او نيست، همه چيز را آفريده، او را بپرستيد او مدبر همه چيز است». در اين آيات روى نكاتى تكيه شده است:
الف: (سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمّا يَصِفُونَ).
ب: (بَدِيعُ السَّمواتِوَ الأَرضِ).
ج: (أَنّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ).
د: (وَخَلَقَ كُلَّ شَيء).